تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
خود بگير و بر روى خود بكش ، پس روى مرا به سوى قبله بگردان و متوجّه تجهيز من شو ، و اوّل تو بر من نماز كن و از من جدا مشو تا مرا به قبر من بسپارى ، و در جميع اين امور از حقّ تعالى يارى بجوى . چون حضرت امير سر مبارك آن سرور را در دامن خود گذاشت حضرت بىهوش شد ؛ پس حضرت فاطمه عليها السّلام نظر به جمال بىمثال آن حضرت مىكرد و مىگريست و ندبه مىكرد و مىگفت :
و ابيض يستسقى الغمام بوجهه * ثمال اليتامى عصمة للأرامل
يعنى : حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم سفيد رويى است كه مردم به بركت روى او طلب باران مىكنند ، و فرياد رس يتيمان و پناه بيوه‌زنان است . چون آن حضرت صداى نور ديدهء خود فاطمه را شنيد ، ديدهء خود گشود و به صداى ضعيفى گفت كه : اى دختر ! اين سخن عمّ تو ابو طالب است ، اين را مگو بلكه بگو :
وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ ؟
« 1 » پس فاطمه بسيار گريست ، پس حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم او را اشاره كرد كه نزديك من بيا . چون فاطمه عليها السّلام نزديك او رفت رازى در گوش او گفت كه صورت فاطمه برافروخته شد و شاد گرديد . پس چون روح مقدّس آن حضرت مفارقت كرد ، حضرت امير المؤمنين عليه السّلام دست راستش در زير گلوى آن حضرت بود ، پس جان شريف رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم از ميان دست امير المؤمنين عليه السّلام بيرون رفت ، پس دست خود را بلند كرد و بر روى خود كشيد . پس ديده‌هاى حقّ بين پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم را پوشانيد و جامه بر قامت با كرامتش كشيد . پس مشغول گرديد بر امر تجهيز آن حضرت .
هامش
( 1 ) سورهء آل عمران ، آيه 144 .
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 260 | الشيخ عباس القمي