تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
روايت شده كه : از حضرت فاطمه عليها السّلام پرسيدند كه اين چه راز بود كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم با تو گفت كه اندوه تو مبدّل به شادى شد ، و قلق و اضطراب تو تسكين يافت ؟ فرمود كه : پدر بزرگوارم مرا خبر داد كه اوّل كسى كه از اهل بيت به او ملحق خواهد شد من خواهم بود و مدّت حيات من بعد از او امتدادى نخواهد داشت و به اين سبب شدّت اندوه و حزن من تسكين يافت . « 1 »

[ كيفيت تغسيل و تكفين و دفن و نماز بر پيامبر رحمت صلّى اللّه عليه و آله و سلم ]

پس امير المؤمنين عليه السّلام متوجّه غسل او شد و طلبيد فضل بن عبّاس را و امر كرد او را كه آب به او بدهد ، پس غسل داد او را بعد از اين كه چشم خود را بسته بود . پس پاره كرد پيراهن آن حضرت را از نزديك گريبان تا مقابل ناف مبارك آن حضرت ، و حضرت امير المؤمنين عليه السّلام مباشر غسل و حنوط و كفن آن حضرت بود و فضل آب به او مىداد و اعانت مىكرد آن حضرت را بر غسل دادن . پس چون امير المؤمنين عليه السّلام از غسل آن حضرت فارغ شد پيش ايستاد و به تنهايى بر آن حضرت نماز كرد و هيچ كس مشاركت نكرد با آن حضرت در نماز كردن بر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم . « 2 » و مردم در مسجد جمع شده بودند و گفتگو مىكردند در باب اين كه چه كسى را مقدّم دارند در نماز بر آن حضرت ، و در كجا دفن كنند آن جناب را ، پس حضرت امير المؤمنين عليه السّلام بيرون آمد و رفت نزد ايشان و فرمود كه : همانا پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم امام و پيشواى ما است در حال حيات و بعد از ممات ، پس دسته دسته مردم بيايند بر آن حضرت نماز كنند بدون تقدّم امامى و بروند ، و بدرستى كه حقّ تعالى قبض روح نمىفرمايد پيغمبرى را در مكانى مگر اين كه
هامش
( 1 ) الارشاد مفيد ، ج 1 ، ص 186 ؛ اعلام الورى ، ج 1 ، ص 268 ؛ جلاء العيون ، ص 118 - 119 ؛ بحار الأنوار ، ج 22 ، ص 465 ؛ الطبقات الكبرى ، ج 2 ، ص 192 ؛ صحيح مسلم ، ج 4 ، ص 1904 ؛ صحيح بخارى ، ج 6 ، ص 12 ؛ سنن ترمذى ، ج 5 ، ص 361 ؛ مسند احمد ، ج 6 ، ص 77 ، 240 ، 282 . ( 2 ) الارشاد مفيد ، ج 1 ، ص 187 ؛ بحار الأنوار ، ج 22 ، ص 529 ؛ اعلام الورى ، ج 1 ، ص 269 .