تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
كه بر ما ستم خواهند كرد و خلافت را از ما غصب خواهند كرد پس به اصحاب خود سفارش ما را بكن . حضرت فرمود كه : شما را بعد از من ضعيف خواهند كرد ، و بر شما غالب خواهند شد ، و ساكت شد ، پس مردم برخاستند در حالى كه گريه مىكردند و از حيات آن حضرت نااميد گرديدند . « 1 » پس چون بيرون رفتند ، حضرت فرمود كه : برگردانيد به سوى من برادرم على و عمويم عبّاس را ، پس فرستادند كسى را كه حاضر كرد ايشان را . همين كه در مجلس قرار گرفتند حضرت رو به عبّاس كرد و فرمود : اى عمّ پيغمبر ! قبول مىكنى وصيّت مرا ، و وعده‌هاى مرا به عمل مىآورى ، و ذمت مرا برى مىگردانى ؟ عبّاس گفت : يا رسول اللّه ! عموى تو پير مردى است كثير العيال ، و عطاى تو بر باد پيشى گرفته ، و بخشش تو از ابر بهار سبقت كرده ، و مال من وفا نمىكند به وعده‌ها و بخششهاى تو . پس روى مبارك را گردانيد به سوى امير المؤمنين عليه السّلام و فرمود : اى برادر ! تو قبول مىكنى وصيّت مرا و به عمل مىآورى وعده‌هاى مرا ، و ادا مىكنى ديون مرا ، و ايستادگى مىكنى در امور اهل من بعد از من ؟ امير المؤمنين عليه السّلام گفت : بلى يا رسول اللّه ، فرمود : نزديك من بيا ، چون نزديك آن حضرت رفت ، حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم او را به خود چسبانيد ، پس بيرون كرد انگشتر خود را و فرمود : بگير اين را و بر انگشت خود كن و طلبيد شمشير و زره و جميع اسلحهء خود را و به امير المؤمنين عليه السّلام عطا كرد ، و پس طلبيد آن دستمالى را كه بر شكم خود مىبست وقتى كه سلاح مىپوشيد در حرب و به امير المؤمنين عليه السّلام داد ، پس فرمود : برخيز و به سوى منزل خود به استعانت خداى تعالى . پس چون روز ديگر شد ، مرض آن حضرت سنگين شد و مردم را منع كردند از
هامش
( 1 ) الارشاد مفيد ، ج 1 ، ص 184 - 185 ؛ اعلام الورى ، ص 135 - 136 ؛ حياة القلوب ، ج 4 ، ص 1753 .
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 258 | الشيخ عباس القمي