تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
نمىگويد و با ما به سخن نمىآيد . ايشان آن‌ها را به خدمت حضرت امير المؤمنين عليه السّلام آوردند و در آن باب با آن حضرت مذاكره كردند . حضرت فرمود كه : اين جامه‌هاى حرير و انگشترهاى طلا را از خود دور كنيد و به خدمت آن حضرت رويد ، چون چنين كردند و به خدمت حضرت پيغمبر رفتند و سلام كردند حضرت جواب سلام ايشان گفت و فرمود كه : به حق آن خداوندى كه مرا به راستى فرستاده است كه در مرتبهء اوّل كه به نزد من آمدند شيطان با ايشان همراه بود و من براى اين جواب سلام ايشان نگفتم . پس در تمام آن روز از حضرت سؤالها كردند و با حضرت مناظره نمودند ، پس عالم ايشان گفت كه : يا محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلم ! چه مىگويى در باب مسيح ؟ حضرت فرمود : او بنده و رسول خدا است . « 1 » ايشان گفتند كه : هرگز ديده‌اى كه فرزندى بىپدر به هم رسد ؟ پس اين آيه نازل شد كه :
إِنَّ مَثَلَ عِيسى عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ
. « 2 » بدرستى كه مثل عيسى نزد خدا مانند مثل آدم است كه خدا خلق كرد او را از خاك پس گفت مر او را كه : باش ، پس به هم رسيد . و چون مناظره به طول انجاميد و ايشان لجاجت در خصومت مىكردند حقّ تعالى فرستاد كه :
فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ
« 3 »
أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ
هامش
( 1 ) اعلام الورى ، ج 1 ، ص 254 - 255 . ( 2 ) سورهء آل عمران ، آيهء 59 . ( 3 ) زمخشرى و فخر رازى و بيضاوى و بسيارى از علماى اهل سنت گواهى دادند به همين دليل مباهله كه على عليه السّلام و فاطمه و فرزندان او بعد از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم از تمامى اهل روى زمين بهترند مكشوف مىشوند كه حسنين عليهما السّلام فرزندان پيغمبر به حكم ابنائنا و اينكه على عليه السّلام اشرفست از ساير انبياء و از تمام صحابه حكم انفسنا و نفس پيغمبر البته اشرف موجودات است .