تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
خدمت حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم آمدند و سر كردهء ايشان سه نفر بودند ، يكى عاقب « 1 » - كه امير و صاحب رأى ايشان بود ، - و ديگرى عبد المسيح - كه در جمع مشكلات به او پناه مىبردند - ، و سيّم ابو حارثه « 2 » كه عالم و پيشواى ايشان بود و پادشهان روم براى او كليساها ساخته بودند و هدايا و تحفه‌ها براى او مىفرستادند به سبب و فور علم او نزد ايشان . پس چون ايشان متوجّه خدمت حضرت شدند ابو حارثه بر استرى سوار شد و كرز بن علقمه برادر او در پهلوى او مىراند ، ناگاه استر ابو حارثه به سر درآمد پس كرز ناسزايى به حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم گفت ، ابو حارثه گفت : بر تو باد آنچه گفتى ، گفت : چرا اى برادر ؟ ابو حارثه گفت : به خدا سوگند كه اين همان پيغمبرى است كه ما انتظار او را مىكشيديم . كرز گفت : پس چرا متابعت او نمىكنى ؟ گفت : مگر نمىدانى كه اين گروه نصارى چه كرده‌اند با ما ؟ ما را بزرگ كردند و صاحب مال كردند و گرامى داشتند و راضى نمىشوند به متابعت او ، و اگر ما متابعت او كنيم اين‌ها همه از ما بازمىگيرند . پس كرز اين سخن در دلش جا كرد تا آن كه به خدمت حضرت رسيد و مسلمان شد . و ايشان در وقت نماز عصر وارد مدينه شدند با جامه‌هاى ديبا و حلّه‌هاى زيبا كه هيچ يك از گروه عرب با اين زينت نيامده بودند . و چون به خدمت حضرت رسيدند سلام كردند ، حضرت جواب سلام ايشان نفرمود و با ايشان سخن نگفت ، پس رفتند به نزد عثمان و عبد الرّحمن بن عوف كه با ايشان آشنايى داشتند و گفتند : پيغمبر شما نامه به ما نوشت و ما اجابت او نموديم و آمديم و اكنون جواب سلام ما
هامش
( 1 ) و نيز از ايشان بود اهتم بن النعمان كه او را اسقف نجران مىگفتند و مانند عاقب علوّ منزلت داشت . مؤلف رحمه اللّه . ( 2 ) ابو حارثه نامش حصين بن علقمه بود . نسب به بكر بن وائل مىرساند و يك صد و بيست سال عمر داشت و در نهانى معتقد به حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم بود . مؤلف رحمه اللّه .