تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
بودند كه مىخواستند در عقبه ، شتر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم را رم دهند و آن حضرت را بكشند ، چون كمين نهادند جبرئيل پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم را از ايشان آگهى داد ، پس حضرت سوار شد و عمّار ياسر را فرمود تا مهار شتر همىكشيد . و حذيفه را فرمود تا شتر را براند چون به عقبه رسيد فرمان كرد كه كسى قبل از آن حضرت بر عقبه بالا نرود و خود بر آن عقبه شد سواران را ديد كه برقعها آويخته بودند كه شناخته نشوند . پس حضرت بانگ بر ايشان زد ، آن جماعت روى برتافتند و عمّار با حذيفه پيش شده بر روى شتران ايشان همىزد تا هزيمت شدند . پس پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم به حذيفه فرمود : شناختى اين جماعت را ؟ عرض كرد : چون چهره‌ها خود را پوشيده بودند نشناختم ، پس پيغمبر نامهاى ايشان را برشمرد و فرمود : اين سخن با كس مگوى و لهذا حذيفه در ميان صحابه ممتاز بود به شناختن منافقين . و در شأن او مىگفتند : صاحب السّرّ الّذى لا يعلمه غيره . و بعضى قصّهء منافقين عقبه را در مراجعت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم از سفر حجة الوداع نگاشته‌اند .

[ مسجد ضرار ]

و هم در مراجعت از تبوك حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم مسجد ضرار را كه منافقين بنا كرده بودند مقابل مسجد قبا مىخواستند ابو عامر فاسق را براى آن بياورند ، فرمان داد كه خراب كنند و آتش زنند ، پس آن مسجد را آتش زدند و از بنيان كندند و مطرح پليديها ساختند . و در شأن اين مسجد و مسجد قبا نازل شده :
وَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مَسْجِداً ضِراراً
. ( الآيات ) . « 1 » بالجمله حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم وارد مدينه گشت و به قولى هنوز از ماه رمضان چيزى باقى بود ، پس نخستين - چنان كه قانون آن حضرت بود - به مسجد درآمد و دو ركعت نماز گزاشت ، پس از مسجد به خانهء خود تشريف برد .
هامش
( 1 ) سورهء توبه ، آيهء 107 .