بيرون شد .
منافقين گفتند : رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله و سلم را از على عليه السّلام ثقلى در خاطر است و اگر نه چرا او را با خود كوچ نداد ! اين خبر چون به امير المؤمنين عليه السّلام رسيد از مدينه بيرون شده در جرف « 1 » به آن حضرت پيوست و اين مطلب را به حضرتش عرض كرد ، حضرت او را امر به برگشتن كرد و فرمود :
أما ترضى أن تكون منّى بمنزلة هارون من موسى الّا انّه لا نبىّ بعدى ؟ « 2 » بالجمله رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله و سلم طريق تبوك پيش داشت و لشكر كوچ دادند و در هيچ سفر چنين سختى و صعوبت بر مسلمانان نرفت و چه بيشتر لشكريان هر ده تن يك شتر زيادت نداشتند و آن را به نوبت سوار مىگشتند و چندان از زاد و توشه تهى دست بودند كه دو كس يك خرما قوت مىساخت ، يك تن لختى مىمكيد و يك نيمهء آن را از بهر رفيق خود مىگذاشت .
و كان زادهم الشّعير المسوّس ، « 3 » و التّمر الزّهيد ، « 4 » و الإهالة « 5 » السّخنّة . « 6 »
و ديگر آن كه با حدّت هوا و سورت گرما آب در منازل ايشان ناياب بود ، چندان كه با اين همه قلّت راحله ، شتر خويش را مىكشتند و رطوبات احشاء و امعاى آن را به جاى آب مىنوشيدند ، و از اين جهت اين لشكر را جيش العسرة مىناميدند كه ملاقات سه عسرت بزرگ كردند .
قال اللّه تعالى :
لَقَدْ تابَ اللَّهُ عَلَى النَّبِيِّ وَ الْمُهاجِرِينَ وَ الْأَنْصارِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ فِي ساعَةِ
هامش
( 1 ) جرف : موضعى است نزديك مدينه و موضعى است نزديك مكه و موضعى است در يمن .
( 2 ) الارشاد ، ص 183 ؛ سيره ابن هشام ، ج 2 ص 520 ؛ بحار الأنوار ، ج 21 ، ص 207 ؛ المراجعات و قادتنا ، ج 2 ، ص 147 .
( 3 ) يعنى : سوس به آن افتاده بود و سوس كرمى است كه در پشم و طعام مىافتد . مؤلف رحمه اللّه
( 4 ) زهيد يعنى كم و غير مرغوب و كم طالب . مؤلف رحمه اللّه
( 5 ) الإهالة بالكسر پيه يا پيه گداخته . مؤلف رحمه اللّه
( 6 ) السّخنة بفتحتين يعنى : فاسد شده و تغيير كرده . مؤلف رحمه اللّه .