نصف شده بود ، نصفى در يك نيم بدن و نصف ديگر در نيم ديگر ، و فضل گفت كه : ضربت آن حضرت هميشه بكر بود « 1 » يعنى به ضربت اوّل به دونيم مىكرد و احتياج به ضربت دوّم نداشت .
بالجمله مردى از هوازن كه نامش ابو جرول بود ، علم سياهى بر سر نيزهء بلندى بسته بود در پيش لشكر كفّار مىآمد و بر شتر سرخى سوار بود ، چون ظفر مىيافت بر مسلمانى او را مىكشت ، پس علم را بلند مىكرد كه كفّار مىديدند و از پى او مىآمدند و اين رجز مىخواند و به جرأت تمام مىآمد :
انا ابو جرول لا براح * حتّى نبيح اليوم او نباح « 2 » « 3 »
پس حضرت امير المؤمنين عليه السّلام سر راه او را گرفت ، اوّل شترش را كه مانند شتر اصحاب جمل بود ضربتى زد كه بر زمين افتاد ، آنگاه ضربتى بر ابو جرول زد و او را دونيم كرد و فرمود :
قد علم القوم لدى الصّباح * انّى لدى الهيجاء ذو نصاح « 4 »
مشركين را بعد از قتل او توان مقاومت اندك شده ، رو به هزيمت نهادند از آن طرف عبّاس كه مردى جهورىّ الصّوت « 5 » بود اصحاب را ندا كرد كه يا معشر الأنصار ! ، يا اصحاب بيعة الشجرة ! ، يا اصحاب « 6 » سورة البقرة ! پس مسلمانان رجوع كردند و در عقب كفّار تاختند . پس حضرت مشتى خاك بر دشمنان پراكند و فرمود :
شاهت الوجوه .
و قال صلّى اللّه عليه و آله و سلم : اللّهمّ انّك اذقت اوّل قريش نكالا ، فاذق آخرها نوالا . « 7 »
هامش
( 1 ) بحار الأنوار ، ج 21 ، ص 179 .
( 2 ) منم ابو جرول و ما از جان خويش برنگرديم تا قوم ( مسلمانها ) را از پا درآوريم يا خود كشته شويم .
( 3 ) غزوات از نقدى ، ص 107 ؛ الارشاد مفيد ، ج 1 ، ص 143 .
( 4 ) قوم دانستند كه در بامدادان در مبارزه نيرومنديم .
( 5 ) بلند آواز .
( 6 ) اشاره است بقوله تعالى : فلمّا كتب عليهم القتال تولّوا .
( 7 ) الارشاد ، ص 75 ؛ عرض كرد الهى از نخست بهره قريش نكال افتاد در فرجام امر ايشان را قرين عطا و نوال فرماى .