تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
انبياء بنى اسرائيل اگر صد كس را بدين گونه شمردند همه كشته شدند ، پس حضرت فرمان داد تا جايى كه حارث كشته شده تاختن كنند و كافران را به اسلام دعوت كنند اگر اسلام نياوردند با ايشان جنگ كنند ، پس لشكريان طىّ مسافت كرده تا به مؤته نزديك شدند . اين خبر به شرحبيل رسيد از قيصر لشكرى عظيم طلبيد قريب صد هزار مرد بلكه افزون براى جنگ با اصحاب رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم مهيّا شدند . مسلمانان كه خواهان شهادت و دخول جنان بودند از كثرت لشكر فتورى در خود نديده و دل بر جنگ نهادند ، پس هر دو لشكر مقابل هم صف كشيدند ، حضرت جعفر از پيش روى صف بيرون شد و ندا در داد كه اى مردم ! از اسبها فرود شويد و پياده رزم دهيد ، و اين سخن براى آن گفت تا مسلمانان پياده شوند و بدانند كه فرار نتوان كرد ناچار نيكو كارزار كنند . پس خود پياده شد و اسب خود را عقر كرد ، پس علم بگرفت و از هر جانب حمله در انداخت . جنگ انبوه شد و كافران گروه گروه حمله‌ور گشتند و در پيرامون جعفر پرّه زدند و شمشير بر او آوردند ، نخستين دست راست آن حضرت را جدا كردند علم را به دست چپ گرفت و هم چنان رزم مىداد تا پنجاه زخم « 1 » از پيش روى به دو رسيد پس دست چپش را قطع كردند ، اين هنگام علم را با هر دو بازوى خود افراخته مىداشت ، كافرى شمشيرى بر كمرگاهش زد و آن حضرت را به قتل رسانيد علم سرنگون شد . پس زيد بن حارثه علم برداشت و نيكو مبارزت كرد تا كشته گشت . پس از او عبد اللّه بن رواحه علم بگرفت و جهاد كرد تا به قتل رسيد . و ما در اواخر فصل معجزات پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم اشاره به جنگ موته نموديم به آنجا مراجعه شود . « 2 »
هامش
( 1 ) نك : اعلام الورى ، ص 3 . ؛ بحار الأنوار ، ج 21 ، ص 56 ؛ مناقب ، ج 1 ، ص 258 . ( 2 ) ص 115 .