تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
اراضى ايشان بود و تا عسفان تشريف برده مراجعت فرمود . مدّت اين سفر چهارده شبانه روز بود .

[ غزوهء ذى قرد ]

و هم در سنهء شش غزوهء ذى قرد اتّفاق افتاد ، و آن را غزوهء غابة نيز گويند . و قرد ( به فتح قاف و راء مهمله ) آبى است نزديك مدينه . و سببش آن بود كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم بيست شتر شيرده داشت كه در غابه مىچريد ، و ابو ذر غفّارى نگهبان آن‌ها بود ، پس عيينة ابن حصن ( حصين ) فرازى با چهل سوار آن‌ها را غارت كردند و پسرى از ابو ذر شهيد كردند ، و مردى از غفّار نيز بكشتند ، و زوجهء او را نيز اسير كردند ، لكن آن زن ايشان را غافل كرده سوار بر شترى از شتران پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم شده شبانه فرار كرده به مدينه آمد ، چون به خدمت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم رسيد عرض كرد كه : من نذر كرده‌ام هرگاه نجات يافتم اين شتر را نحر كنم ، حضرت فرمود : اين بد پاداشى است كه به اين شتر مىكنى بعد از آن كه بر او سوار شدى و تو را به خانه آورد بخواهى او را كشتن و فرمود : لا نذر فى معصية ، و لا لاحد فيما لا يملك . و بالجمله چون پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم را آگهى دادند ، ندا بلند شد : يا خيل اللّه ! اركبوا پس سوار شده با پانصد ، و به قولى با هفتصد نفر حركت فرمود ، و لوايى به مقداد داده و او را جلوتر فرستاد . مقداد به دنبال دشمن شده با آخر ايشان رسيده ، پس أبو قتاده مسعده را بكشت ، و سلمة بن اكوع پياده دنبال دشمن را گرفته و ايشان را مىزد و مىگفت :
خذها و انا ابن الأكوع * و اليوم يوم الرّضع
يعنى : بگير اين تير را و بدان كه منم پسر اكوع ، و امروز روز هلاك ناكسان و لئيمان است ( من قولهم : لئيم راضع اى رضع اللّؤم فى بطن امّه ) كفّار فرار كرده به شعبى درآمدند كه در آنجا چشمهء ذى قرد بود . خواستند آبى بنوشند از ترس لشكر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم نياشاميده فرار كردند .
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 192 | الشيخ عباس القمي