بالجمله حسّان بن ثابت و كعب بن مالك در شكستن پيمان أبو براء شعرها انشاد كردند . « 1 »
أبو براء چندان ملول و حزين شد كه در آن حزن و اندوه بمرد و عامر بن الطّفيل به نفرين حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم در خانهء زن سلوليّه غدّهاى چون شتران برآورد و هلاك شد .
[ غزوهء بنى نضير ]
و نيز در سنهء چهار غزوهء بنى النّضير پيش آمد . همانا معلوم باشد كه جهودان بنى النّضير هزار تن بودند ، و جهود بنى قريظه هفتصد تن ، و چون بنى النّضير هم سوگندان عبد الله بن ابىّ منافق بودند قوّتى به كمال داشتند و بر بنى قريظه فزونى مىجستند چنان كه پيمان نهادند و سجّل « 2 » كردند كه چون از قبيلهء قريظه يك تن از بنى النّضير بكشد ، خونخواهان ديت يك مرد تمام بگيرند و قاتل را نيز بكشند ، و اگر از بنى النّضير يك تن از بنى قريظه بكشد ، روى قاتل را قير اندود كنند و واژگونه بر حمارش نشانند و نيم ديت از وى ستانند .
و اين جمله در مدينه نشيمن داشتند و در امان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم بودند به شرط آن كه دشمنان را بر رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله و سلم نشورانند و با اعداى دين همداستان نشوند .
ناگاه چنان افتاد كه مردى از قبيلهء قريظه يك تن از بنى النّضير بكشت . وارث مقتول خواست تا بر حسب پيمان و سجل هم قاتل را بكشد و هم ديت بستاند . در اين وقت چون اسلام قوّت يافته بود و جهودان ضعيف بودند بنى قريظه پيمان بشكستند و گفتند : اين حكومت با تورات راست نيايد ، اگر خواهيد قصاص كنيد و گرنه ديت ستانيد . عاقبت سخن بدانجا ختم شد كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم در ميان ايشان حاكم باشد . چون اين داورى به نزد حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم آوردند حضرت
هامش
( 1 ) نك : ناسخ التواريخ ، ج 2 ، ص 32 .
( 2 ) قرار داد ، امضاء .