بود ؛ كه :
« وَ إِنَّ يَوْماً عِنْدَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ »
. « 1 » و در شرق و غرب حاكم و ملك شود . و گفتند : مدّت ملك وى لبث اصحاب كهف بود در غار ؛ سيصد و نه سال . « 2 »
و زمين گنجها طاهر گرداند و جمله غنى گردند . و در زمين كسى نباشد كه صدقه بستاند . و نميرد مردى تا هزار پسر بيارد كه در ميان ايشان هيچ دختر نباشد . و در زمين هيچ خرابى نماند الّا كه آبادان شود . و عيسى از آسمان نزول كند به زمين و پس وى نماز كند . و وى خروج نكند الّا كه سفيانى از زمين شام و يمانى از يمن خروج كند و محمّد بن الحسن زكيّه را ميان ركن و مقام بكشند از آل محمّد . از آسمان آوازى بر آيد كه : حق با وى است و شيعهء وى . و عند هذا خروج قائم بود . پشت به كعبه بازدهد .
سيصد و سيزده مرد بر وى جمع آيند . اوّل كلام وى اين بود كه :
« بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ »
. « 3 » و سلام بر وى چنين كنند كه : السّلام عليك يا بقيّة اللّه فى ارضه . « 4 »
و حكم داوود كند به الهام . و صديق از عدو به توسّم بداند ؛ كه :
« إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِلْمُتَوَسِّمِينَ »
« 5 » . « 6 »
و آتش در بتان مشرق و مغرب افتد و جمله بسوزند . « 7 » و سلمان و ابو دجانه انصارى و مقداد بن اسود و مالك اشتر جمله با وى باشند و در پيش
هامش
( 1 ) - حج ( 22 ) / 47 .
( 2 ) - اعلام الورى / 434 .
( 3 ) - هود ( 11 ) / 86 .
( 4 ) - اعلام الورى / 433 .
( 5 ) - حجر ( 15 ) / 75 .
( 6 ) - اعلام الورى / 433 .
( 7 ) - اعلام الورى / 433 .