ابو هاشم جعفرى قطعهاى در اين باب گويد :
يدرب الحصا مولى لنا يختم الحصا * له اللّه اصفى بالدّليل و اخلصا
و اعطاه آيات الامامة كلّها * كموسى و فلق البحر و اليد و العصا
و ما قمّص اللّه النّبيّين حجّة * و معجزة الّا الوصيّين قمّصا
فمن كان مرتابا بذاك فقصره * من الامر ان يبلو الدّليل و يفحصا « 1 »
ابو هاشم گويد : من در قيد و حبس بودم و كار بر من تنگ شده بود . به امام عليه السّلام نوشتم . باز نوشت كه : امروز نماز پيشين به خانه و منزل خويش گزارى . و چنان بود ؛ خلاص كرد مرا قبل از زوال . « 2 »
و گويد : مرا در نامه حيا مىآمد كه حال فقر بنويسم . به من نوشت كه :
شرم مدار كه تو را حاجت باشد بخواهى ؛ كه آنچه خواهى پيش ما باشد و از تو دريغ نداريم . و صد دينار بفرستاد . « 3 »
ابو هاشم داوود بن قاسم گويد كه : من با جمعى در حبس بودم به حبس حبيس « 4 » در جوسق [ در قصر ] احمر . ناگاه امام عليه السّلام در آمد با برادر خود جعفر . ما جمله تعظيم وى كرديم . و متولّى حبس صالح بن وصيف بود .
با ما [ مردى ] جمحى بود و مىگفت كه وى علوى است . امام با من نگريست و گفت : اگر نه آن است كه در ميان شما كسى هست كه از شما نيست من بگفتمى كه كى شما را فرج باشد . و اشارت به جمحى كرد كه بيرون شود .
چون بيرون شد ، امام عليه السّلام گفت : وى جملهء حالها كه شما اينجا با هم
هامش
( 1 ) - اعلام الورى / 353 ، الثاقب / 561 ، كشف الغمّه 3 / 315 .
( 2 ) - اعلام الورى / 354 ، الثاقب / 576 .
( 3 ) - اعلام الورى / 354 ، الثاقب / 577 .
( 4 ) - اين كلمه در نسخهها به صور مختلف ( حشيش و - ) آمده است . ضبط موجود در متن طبق الثاقب / 577 مىباشد .