تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب الطاهرين ( فارسي ) — صفحة 821

مساهمون:

ص٨٢١
مرد ترك ، و گفت : بايد كه هر مردى توبره‌اى پر از خاك به فلان موضع برند و آنجا تلّى بسازند . چنان كردند و آن را تلّ المخالى گويند . و آنجا قصرى بساخت جهت خليفه و بر آنجا شد و بفرمود كه هزار مرد ترك خود را و اسبان را بياراستند به دروع و تجافيف « 1 » و سيوف و رماح با اسبانى كه وصف آن نتوان كرد . و امام ابو الحسن عليه السّلام را حاضر كرد و بر دريچهء قصر بنشاند و گفت : اين جمله لشكر منند . بنگر كه چونند . و غرض وى عرض لشكر بود بر شيعه كه بنى هاشم جمع نيايند و خروج نكنند بر وى . امام گفت : هل اعرض عليك عسكرى ؟ خليفه گفت : آرى . امام عليه السّلام دعايى بكرد . در حال ميان مشرق و مغرب ملائكه ديد پر در پر زده تمامى با سلاح . خليفه چون اين بديد وى را غشيه رسيد . چون به هوش آمد ، امام گفت : نحن لا ننافسكم فى الدّنيا . و نحن مشتغلون بامر الآخرة . فلا عليك ممّا تظنّ . « 2 »
هامش
( 1 ) - تجافيف : جمع تجفاف : زره اسب . ( 2 ) - الثاقب / 557 ، كشف الغمّه 3 / 260 .
مناقب الطاهرين ( فارسي ) — صفحة 821 | عماد الدين حسن بن علي الطبري