و سلام من به دو رسان و بگو : بطران علياء دمشق مرا دلالت كرد به تو و تو را سلام مىرساند .
و اين قصّه به شرح مىگفت و بر پاى ايستاده بود تكيه بر عصا كرده . اجازت خواست و بنشست و گفت : مرا خبر ده از كتاب محمّد ( صلعم ) و وصف وى .
امام ( ع ) گفت :
« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ * حم * وَ الْكِتابِ الْمُبِينِ * إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِينَ * فِيها يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ »
. « 1 » امّا
« حم »
در تفسير بطن ، منقوص « محمد » است و هو فى كتاب هود .
« وَ الْكِتابِ الْمُبِينِ »
امير المؤمنين على است ( ع ) . و
« لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ »
فاطمه است . امّا قوله تعالى :
« يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ »
اولاد ايشانند از ائمّهء معصومين عليهم السّلام . يا نصرانى ، تو را خبر كنم به حديثى كه اندك دانند از اهل علم ؟ نصرانى گفت : بلى .
امام ( ع ) گفت : نام مادر مريم چه بود ؟ و كدام روز بود روز نفخ ؟ و كدام روز بود كه مريم عيسى را بزاد و چند ساعت از روز گذشته بود ؟
نصرانى گفت : من ندانم . امام فرمود : نام مادر مريم مرثا بود به عربيّت يعنى وهيبه . و روزى كه مريم حامله شد جمعه بود وقت زوال . و اين روز « 2 » عظيمترين روزهاى اهل اسلام بود . و ولادت مريم روز سه شنبه بود ، از روز چهار ساعت رفته . و آن جوى كه ولادت عيسى ( ع ) آنجا بود آن فرات است . و امثال اين معجزات مىگفت .
نصرانى گفت : اسم مادر من به عربى و سريانى چه بود ؟ امام ( ع ) گفت :
اسم مادر تو به سريانى عنقاليه بود ؛ و نام جدّهء مادر « 3 » تو عنقوره ، و نام
هامش
( 1 ) - دخان ( 44 ) / 1 - 4 . طبق عبارات الكافى 1 / 479 اين آيه را خود نصرانى قرائت مىكند و از تفسير آن در باطن مىپرسد .
( 2 ) - ش ، ن : « عيد » . م : « روز عيد » .
( 3 ) - الكافى 1 / 480 : و عنقورة كان اسم جدّتك لأبيك .