فصل فى دلالة امامته
جمعى گويند : ما مات الصّادق ( ع ) و هو حىّ و هو القائم . و اين طايفه را ناووسيّه گويند ، نسبة الى رجل يقال له عبد اللّه بن ناووس . و دليل موت وى چون موت آبا متواتر است . و نيز اين فرقه منقرض شدند . و انقراض ايشان دليل بطلان مقالهء ايشان است . براى آنكه حق از امّت خارج نيفتد .
و طايفهاى به امامت عبد اللّه بن جعفر اعتقاد كردند . ايشان را افطحيّه گويند . و عبد اللّه ، اكبر اولاد صادق ( ع ) است . و نصّ نگويند . و نيز ايشان رجوع كردند از آن اعتقاد الّا شذّاذى چند ، و آن شذاذ نيز منقرض شدند . و ذكر مذهب ايشان تعجّب راست نه دفع خصم را .
و فرقتى قائلند به امامت اسماعيل بن جعفر . جمعى از ايشان گويند :
اسماعيل نمرد در حال حيات پدر و گويند جعفر بر وى نصّ كرد . و اين طايفه هم شذّاذند .
و جمعى از اينان گويند در حيات پدر متوفّى شد الّا آنكه وى نص كرد بر پسرش محمّد ، پس محمّد از پس وى امام باشد . و اين جمع را قرامطه گويند ، نسبت با مردى قرمطويه نام . و مباركه نيز گويند ، نسبت با مبارك مولى اسماعيل بن جعفر . و اين طايفهء اسماعيليّه گويند كه دين مستور است از