دست مىبودند وآنقدر در آنجا زر يافتند كه بىنياز شدند . اين بتكده كاخى است كه در آبادترين جاى بازارها ساخته شده ودر ميانش گنبدى زيبا هست كه گردش را خانههاى خدمتگزاران [ واعتكافگران ] فرا - گرفته است . بت در زير گنبد به صورت مردى است كه چهار زانو بر كرسي از آجر وگچ نشسته وپوستينى همانند سنجاب « 1 » سرخ بر تنش پوشانيدهاند كه هيچ جا جز دو چشمانش كه دو گوهرند پيدا نيست * بر سر ، افسرى زرين دارد ودو دست خود باز ، با انگشتان بسته بر روى دو زانو نهاده ، گوئى شمارهء چهار را نشان مىدهد « 2 » . بتهاى ديگر ارزشى پائينتر دارند .
باغچهها : در مكران ، راهوق ، ديبل ، ارمابيل ، « قنبلى » ، بيشتر ديمى است . چراگاههاى فراخ وچارپايان بسيار دارد ولى خشكسار مىباشد ، بازرگانى وباراندازى است . سندان ، صيمور ، « كنبايه » « 3 » ، شهرهاى حاصلخيز ، ارزان نرخ ، مركز برنج وعسل است . در - كرانههاى « مهران » باديهها هست كه عرب بسيار « 4 » دارد ، بيشتر نواحي مكران كوير است وقحطى وتنگى بر آن چيره وگرمسيرى فراخ است .
روستائى در آنجا بنام « خروج » هست كه شهرستانش « رأسك » است .
ديگرى « خزران » « 5 » نام دارد واز سمت كرمان ، ناحيت « مشكه » بدان
هامش
( 1 ) أو را جامه سرخ پوشانيدهاند مانند سختيان ( استخرى پ 148 ع 174 )
( 2 ) براي تاريخچهء حساب سر انگشتى يا « حساب عقود الأنامل » واينكه چگونه شمارهها را با انگشتان نشان مىدادهاند ذ 7 : 9 - 10 .
( 3 ) استخرى ع 176 : 11 پ 151 : 4
( 4 ) مهاجران از شبه جزيره همچون كوچها ( ص 471 ) وعمىها ( ص 414 ) .
( 5 ) جدران ( استخرى ع 177 پ 152 : 9 )