تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي ) — صفحة 709

مساهمون:

ص٧٠٩
« قنهرى » « 1 » غزنين نيز در آنجا رايج است كه همانند « قروض » « 2 » يمن است ، ولى « قرويه » ها نزد ايشان مرغوب‌تر است . ويژگىها : ليموى ايشان همانند زرد آلوى بسيار ترش وگاهى مانند هلو است وآن را « انبج » « 3 » نامند كه خوشمزه است . « فالج » « 4 » ايشان كه براي تخم كشى وتوليد « بختى » « 5 » به خاور وفارس برده مىشود ، خود از « بخت » بزرگتر است ودو كوهان دارد . « فالج » ها زيبايند واز آنها كار نمىكشند وجز شاهان كسى مالك آنها نمىشود ، « بخت » بجز از آنها زاده نمىشود . كفشهاى « كنباتى » نيز از آنجا است .

رسم وعادت :

مردم مكران كندفهمند وسيه‌چرده ، زبانشان گنگ [ وهمچون صداى پرندگان ] است . ته « 6 » مىپوشند [ بيشتر لنگ « 7 » مىپوشند مگر بازرگانان وپيران . ايشان كمتر كفش مىپوشند . أهل ملتان حنك عمامه را نمىاندازند ] ايشان موى خويش رها كنند تا بلند شود ، وگوش خود را مانند هنديان مىشكافند . بيشتر مردم اين سرزمين چنين‌اند . مهران : در شيرينى وافزايش سالانه ، وداشتن تمساح با « نيل » هيچ فرق ندارد . آغازش آنجا است كه برخى شاخه‌هاى جيحون *
هامش
( 1 ) نسبت به قندهار قندهارى قندهرى سكه رايج غزنين . قاهريات ( استخرى ع 103 : 11 پ 148 : 5 ) ( 2 ) چ ع 99 : 13 درمى رايج در يمن . ( 3 ) ميوه‌اى هندى است كه گاهى بصورت معربش « عنبه » گويند . ( 4 ) نوعي شتر دو كوهانهء سندى . ( 5 ) شتر دو كوهانهء مكران . ( 6 ) متن : يلبسون القراطق . ( 7 ) يكثرون لبس الازر .