دارد ، وأو مردى دادگر وشكسته نفس بىمانند است . [ وشنيدهام كه امروزه بنام مغربى خطبه مىكنند ] منصوره : سلطاني از قريش « 1 » دارد وبنام عباسيان خطبه مىخواند ولى پيش از اين [ در سواحل ] براي عضد الدولة مىخواندند .
در آن هنگام كه من در شيراز بودم ، فرستادهء [ أمير ] ايشان را كه نزد پسر أو آمده بود [ وبراي دفع غلامي كه بر أو ياغى شده بود كمك مىخواست ] ديدم .
ملتان : [ دوست مغربيند و ] براي فاطمى خطبه مىكنند وجز به دستور وى حلّ وعقد ندارند ، هميشه پيشكشها وفرستادگانشان به مصر روانست [ وجز به فرمان وى حاكمى نگمارند ] . أو فرمانروائى نيرومند ودادگر است .
قَنَّوج ، ويهند : اكثريت در اين دو ، مر كافران را است ، ولى مسلمانان فرمانروائى ويژه دارند .
خراج : از هر شتر كه به تواران [ توران ] درآيد شش درم گرفته مىشود وهمچنين هنگام بيرون رفتن . از هر برده دوازده تا ، تنها هنگام درآمدن [ ودر بازگشت چيزى بر أو نيست ] . اگر از راه هند بيايد از هر بار بيست درم واگر از سوى سند باشد به نسبتي از بهايش مىستانند ، از هر پوست دباغى شده يك درم [ به عنوان عشريه ] گيرند كه در سال يك ميليون درم مىشود . [ درآمد مكران نيز يك ميليون است ] .
فاصلهها :
از « تيز » مكران گرفته تا « كيس » پنج مرحله ، سپس تا « فنّزبور » دو مرحله ، سپس تا « دزك » سه مرحله ، سپس تا « رأسك » همان
هامش
( 1 ) گويند كه أو از فرزندان هبّار بن اسود است كه خود وپدرانش بر آن چيره شدهاند ( استخرى ع 103 پ 148 ) .