سالانه يكصد هزار بار خرما وبر بهار بيرون برده مىشود . . . گويند هنگامى كه عضد الدولة به سفر در آنجا بود با اين كاروانها روبرو شده ترسيد وگفت : از شهري كه اين همه مردم بناگهان بدان درآيند بگذريد ! ولى همين كاروانها بر آبادانى نرماسير افزوده است ] . * بازرگانى : بازار اينجا سودآور است . خرماى خراسان ونيل فارس را از اينجا مىبرند . كشتزارهايش از مرز « ولاشگرد » « 1 » تا « هرمز » مىباشد . از بم عمامه ، منديل ، طيلسان وپارچههاى عالي كه بهتر از همجنس خود است صادر مىكنند . در سيرجان از اين پارچهها بسيار مىبافند ، ونيز كرسىهائى همانند آنچه در قم هست مىسازند ولى نه به خوبى آنها . از نواحي « جيرفت » نيل بسيار وزيره [ از نرماسير بر بهار ] خيزد . پانيد « 2 » ، دوشاب ارزان [ ناطف ] « 3 » نيز دارند . بيشتر خوراك مردم اين خوره [ جيرفت ] ذرت [ ندى ] وخرما است .
از ويژگيهايشان « توتياى مرازبى ناودانى » است . واز آن رو آن را بدين نام خوانند كه ايشان چيزى همانند انگشتان بلند از خزف ساخته توتيا را در آن مىريزند ، تا مانند ناودانى بدان بچسبد . من خود ديدم كه [ سنگ ] آن را از كوهستان گرد آورده ، كه در كورههائى شگفتانگيز ودراز ، همانند آهن آب مىكردند [ سپس آن را بر آن انگشتانههاى خزفى مىريختند ، وپس از جدا كردن از انگشتانه « توتياى مرازبى » مىناميدند . واين را جز در ديهها نديدهام . من از خرماى ايشان شيرينتر نديدم كه خام خورده نمىشود بلكه براي شيره پزى بكار رود وهشت
هامش
( 1 ) استخرى پ 143 ولاشجرد ع 167 ومتن چ ع .
( 2 ) متن فايند 474 پانوشت 1
( 3 ) نوعي شيرينى .