« جيروقان » ، « مرزقان » ، « سورقان » ، « مغون » است [ اينها دوازده شهرند ] كه من بدانها در نيامدهام وجان ديدهاى نيافتم كه از أو بپرسم هر يك به كدامين [ خورهء نزديك ] وابسته است .
اسپيذ « 1 » : آن را همانند « تيماء » نهاديم .
كلياتى دربارهء اين سرزمين
سرزمينى است كه گرمسيرش بيش از سردسير مىباشد ، ميانش همانند فارس معتدل است ، ولى فارس فراختر ومهمتر وآبادتر [ ونخلستان اينجا بيشتر است ] . اينجا داراى كوير بسيار وكوههاى بلند دماغهاى كمانه زده در كنار دريا است . فارسي مىگويد : دماغهاى همانند آستين در نزديكى « روذان » به فارس دارد . گرماى گرمسيرش همانند گرمسير فارس است ولى سرماى سردسيرش كمتر از سردسير فارس مىباشد . گرمسيرش هيچ سرما ندارد ولى چه بسا در سردسيرش گرمى يافت مىشود . مردم سبزچرده نازك اندامند ، پاكدامن وشكستهنفسند . هوايش سالم است . جذامى نيز در آنجا ديدم .
مذهب : اكثريت با شافعيان است مگر در « جيرفت » [ كه حنفيند ] شمار فقيهان * رو به كاهش است ، حديث گرايان در همه جا رو به چيرگى هستند بجز « هرمز » « 2 » [ پيروان أبو حنيفة نيز در خورههاى ديگر بسيارند وجز اين دو گروه ديده نمىشود . معتزله نيز در « سيرجان » بسيارند .
هامش
( 1 ) ياقوت 1 : 239 و 4 : 206 : 7 - 12 و 4 : 149 : 9 چ ع 488 : 1
( 2 ) متن : هرموز .