اكثريت در « روذبار » « 1 » و « قوهستان » و « پلوچ » و « منوجان » « 2 » با شيعيان است ] . اندرز گرانشان دانشى چشم گير ندارند . من شنيده بودم كه يكى از دانشمندان ايشان در « كوه بيان » است ، پس من به مسجدى كه سرور ايشان با گروهى پيران در آنجا بودند ، رفتم وأو را خواستم ، ايشان كسى را به دنبالش فرستادند وبه پرسشها از من پرداختند ، تا آنجا كه پرسيدند : آيا مردم بيت المقدس به سوى كعبه نماز مىگزارند ؟ ومانند اين ! ! من گفتم آيا اين دانشمند شما با شما مىنشيند ؟ گفتند : آرى ! گفتم : نياز ندارم كسى را ببينم كه با شما مىنشيند واين را هم نتوانسته به شما بفهماند ! ديگرى از ايشان را در بم ديدم كه اندرزگوئى وى نيز ارزشى نداشت . من پيشوائى در ايشان نديده ومناظرهاى شايان از ايشان نشنيدم ، ولى تا بخواهى أديب دارند ! در بم خارجيان سر وصدا وجامعي جداگانه دارند كه صندوق دارائى ايشان در آنجا است « 3 » .
آداب ورسوم : ايشان خوش پوشاك هستند ودر آئينها با مردم فارس نزديكند . خرماى بر زمين افتاده را بر نمىدارند . بهاى خرما در جاهائى همچون « منوقان » گاهى به صد من يك درم نيز مىرسد . ساربانان اينجا خرما را با مزد نيمانيم به خراسان مىبرند . همه سأله پيرامن يكصد هزار شتر ناگهان به اينجا در مىآيند وفرمانروا به هر ساربان يك دينار مىبخشد . در آن هنگام زنا وفساد در نرماسير فزونى گيرد . من از ساربانى شنيدم كه مىگفت : اينجا زنى هست كه همهء مردان كاروان در اين سفر با وى خفتهاند . [ ولى اكنون از آن فراوردهها كاسته شده است . شنيدم ،
هامش
( 1 ) ( استخرى ع 167 : 5 پ 143 : 12 ) متن روذبال
( 2 ) متن : ريحان بوده ودخويه آن را با استخرى ع : 167 : 5 اصلاح نمود .
( 3 ) استخرى ع 167 : 8 پ 143 : 9