هوا : دو سوم اين سرزمين گرمسير است ، « جيرفت » وكوهستان قفس و « دشت بر » ، « رويست » « 1 » وديگر ناحيهها وديههاى اين بخش وشهركهاى بم تا مرزهاى كوير وحدود مكران نيز داخل آنند . پس از « جيرفت » و « بم » در سمت خاور جائى سردسير نيست ولى در باختر جيرفت ، در ميان كوه نقره تا دربانى * سردسير است وبرف دارد تا به « جيرفت » مىرسد .
ميجان : سردسير است ، همهء ميوه ويخ « جيرفت » از آنجا است .
يك سوم ديگر اين سرزمين سردسير است ، كه از پايان « سيرجان » تا مرز فارس ، سپس از اين سوى تا كوير مىرسد و « كواشير » نيز در آنست ولى « خبيص » گرمسير است . واين است نمونهء آنچه گفتم « 2 » :
چه بسا در سردسيرش گرمى يافت شود .
مرزهاى كرمان : در خاور ، مكرانست با كوير آن ، دريا پشت بلوچستان آنست ، باختر كرمان ، فارس است وشمالش كوير وجنوبش دريا است .
حكومت : اين سرزمين از آن سامانيان مىبود ، معتمد كه به سال 260 بر عمر ليث چيره شد آن را با إسماعيل واگذارده بود . سپس علي بن الياس بر آنجا چيره شد وخطبه به نام أو گشت ، سپس علي بن بويه بر آن چيره شد كه تا امروز به دست ديلميان است ، ولى ايشان سالانه دويست هزار دينار به فرمانرواى خراسان مىپردازند . چيرگى ديلميان بر اين سرزمين تنها پس از كشتار تودهها وويراني آباديها رخ داده است .
هنوز نيز بيشتر كار ايشان ويرانگرى مىباشد . من در كتابي در فارسي
هامش
( 1 ) حوقل پ 80 استخرى ع 165 : 7 پ 142 حوقل خو 222 پ 76 .
( 2 ) ص 468 : 10