منوفان « 1 » : بصرهء كرمان است ، آذوقهء خراسان از خرماى خوب وارزان از آنجا است . خود در دو سوى درهء خشك « كلان » جا دارد . * يكى « كونين » وديگرى « زامان » نام دارد وميان آن دو ، دژى وجامعي همانند هست . دورى آنها از دريا دو روز راه وتا « درهفان » چند روز است واين فخر آور دو سوى رحاب « موقان » مىباشد .
هر گاه كسى پرسد : از كجا مىدانى ، هر شهر كه نامش با پسوند « ان » پايان پذيرد داراى ويژگى مىباشد ؟
در پاسخ گفته شود : از راه آزمايش بسيار ! وبراي آن ، از كتاب خدا نيز دليل هست . نبينى كه « رحيم » صفت مخلوق است وچون با پسوند « آن رحمان » بيايد ، ويژهء خداوند خواهد بود ! نبينى ، هر آب گرم « 2 » « حميم » خوانده مىشود وچون پسوند « آن » بدان افزوده شود « 3 » ويژهء دوزخ خواهد بود . نبينى با « قطر » به معنى مس است وچون خدا خواست عذابي دوزخى را بما بشناساند ، پسوند « آن » بر آن بيفزود « 4 » .
درهفان : در بيابانى شنزار نزديك دريا است . از كاريزها مىآشامند باغها ونخلستانها دارد . جامع در ميان شهر است .
جوى سليمان : ميانه حال وپرجمعيت وبا روستائى فراخ است .
از نهرى كه از ميان شهر مىگذرد مىآشامند . جامع وقهندژ در ميان آنست .
هامش
( 1 ) منوجان ص 469 : 4 وفرهنگ جغرافيائى منوگان ( حدود العالم 127 : 14 استخرى پ 142 ) .
( 2 ) متن : كل ماء جار
( 3 ) أشارت است به آيت : بينها وبين حميم آن ( قرآن 55 : 44 )
( 4 ) آيت : سرابيلهم من قطران ( قرآن 14 : 50 )