فرش شده است . همهء مسجدهايش در بلندى هستند . اسكافيان « 1 » ، معتزليان بسيارند . گرمابهها كثيف ومركز گازران « 2 » است . پيرامنش باغهاى زيبا وگورستانى آبرومند با گنبدهائى شگفتانگيز هست [ من در شهرهاى عجم به از گورستان آنجا نديدهام ] . فراوردههاى شير بسيار ، كاريزها فراوان دارند كه برخى به درون شهر آيد ، يك چشمه هست كه از آبش شفا جويند . بر روى باروى شهر ديدهبانىها هست . برونشهر ندارد ، مردمش كاهش يافته ، شن پيرامن شهر را فرو گرفته است [ مانند ساوه است . پارچههائى همانند بمّى مىسازند ولى نه خوب ] . *
كلياتى دربارهء اين سرزمين
بدانكه : [ من در اين سرزمين نزديك دو سال ماندم ودو بار بدان درآمدم . جاهاى گرمسير وسردسير وخوش هوايش را ديدم ، وآنچه إبراهيم بن محمد فارسي « 3 » دربارهء آن نوشته بود خواندم ، واز خبرگان پرسشها كردم ، ولى نمىتوانم همهء آنها را بياورم مبادا كتاب بدرازا كشد ، آرى ] فارس سردسيرها دارد كه درختها در آن از سرما ميوه نمىدهد وكشتزارها در آن خرّم نشود مانند « أرد » ، « رون » ، « رهنان » وپيرامن « استخر » گرمسيرهائى نيز دارد كه از گرما به روز نمىتوان خفت ، مانند « سيراف » ، « ارگان » [ وكرانههاى دريا ] وميان آن دو ، جاهاى خوش
هامش
( 1 ) متن : اساكفة گروهى از معتزليان كه به أبو جعفر اسكاف محمد بن عبد اللّه بغدادي سمرقندى م 240 منسوبند ودر عقايد گنوسيستى همانند شيعه هستند . ( مقريزى به نقل لغتنامه )
( 2 ) متن : معدن لقصارين والحاكة .
( 3 ) استخرى را خواسته است . ع 96 - 157 پ 95 - 138