كهن روذ : نزديك نهر است . برخى ساختمانها سنگ وبرخى خرگاه « 1 » است . جامع در ميان شهر است .
موغكان « 2 » : جمعيت ودرآمد آن كاهش يافته است . ديگر - شهرهاى گيلان در كرانه هستند .
اتِل : قصبهاى بزرگ بر رودخانهايست كه به درياچه « 3 » مىريزد وأتل نام دارد ونام قصبه نيز از آن گرفته شده است . زيرا كه در كنار آن در سمت گرگان است . پيرامن ودرون آن درختستانها است . مسلمان زياد دارد . [ اما يهوديان بر آن چيرهاند ] شاه ايشان يهودي بود كه فرمانداران مسلمان ويهودي ونصارا وبتپرست با قانون ويژه داشت . * شنيدم كه مأمون از راه جرجانيه بر ايشان يورش برد وآن را بگرفت وبه اسلام خواند [ ومسلمان شدند ] سپس شنيدم سپاهى از روميان كه روس خوانده مىشوند بر ايشان تاخته كشورشان را بگرفتند . أتل بارو دارد ، خانههايش فرش شده است ، به اندازهء گرگان [ دامغان ] يا
هامش
( 1 ) متن : « بعض حجر وبعض خرگاهات . » گويا خانههائى بوده كه با چوب وعلف همچون « كپر » هاى كنونى مىساختهاند .
( 2 ) شايد همان « موغان » باشد كه ياقوت آن را جمع « موغ » دانسته ، أبو الفدا آن را در پايان گيلان ودو منزلي تبريز دانسته ( أبو الفدا . پ : 462 - 463 ) وامروز به « دشت مغان » معروفست . ولى مؤلف « موقان » را نيز در ص 373 : 9 ع از سرزمين رحاب شمرده است .
( 3 ) رود أتل همان ولگا است كه به خزر مىريزد ( تعليقات بر ترجمهء فارسي سفر نامهء ابن فضلان 121 به نقل از ادريسى ) .