چشم . دانش بسيار . هيچگاه از امام ونظار [ واديبان وفقيهان ] خالى نبوده است . ولى نانشان سبك « 1 » وخورش ايشان بد وعيب ايشان فراوان وپشهء ايشان شگفتانگيز وفسق ايشان بسيار وبارانشان فراوان وگرمايشان سخت وخانههايشان از [ چوب ] وعلف ، عادتهايشان زشت .
نان گندم آنجا گيج كننده [ ولى نان برنجين كه بيشتر است نه چنان باشد ] مرغابىها فلج كننده ، پشهها ناراحت كننده است . سقفها چكه مىكند ، هوا بد ، زبانشان تند ، شهر كثيف ، بازار چركين ، تابستان بارانى است .
سالوس « 2 » : دژى از سنگ دارد وجامعش در كنار است .
ساريه « 3 » : آباد است ، دانش وپارچههاى خوب ، بازار واخلاق نيكو دارند . بار وخندق با پلهاى بزرگ دارد . در جامع يك درخت نارنج برّاق ودر سر پل يك درخت انجير درشت هست . اگر در آن دقت كنى أوصاف درخشان آن را خواهى شناخت وصفها كه من در آنها ديدم هميشگى بود نه عاريت ، ومن راست مىگويم چه در انديشهء آخرت هستم . * بروان « 4 » : قصبهء ديلم است . نه ثروتى دارد ونه اهميتى ، نه ظرافتى نه شرافتى ، نه گردشگاهى زيبا ، نه خانهاى مرفّه ، نه بازار فراخ ، نه
هامش
( 1 ) متن « خبزهم الأثير » وهمين عبارت در دو صفحهء بعد نيز آمده است ، وشايد مصحف « الأرز » بزنج باشد .
( 2 ) چالوس امروز
( 3 ) سارى امروز
( 4 ) بلدان يعقوبي . پ : 64 .