در باب الأبواب ( دربند ) . خانههايشان چادر است . بيشتر مردم نصارا وسر بزير ومهمان دوستند ، ولى دزد مىباشند . از خزر فراختر است ، باغ وتاكستان بسيار دارد . ساختمانها از چوب است كه باني دوخته شدهاند وسقفها بر آمده است ومسجد بسيار دارد .
درياچه : با گوداى بسيار ، ترسناك وتاريك است . سفر در آن از سفر در بحرين * دشوارتر است . هيچ درآمدى جز ما هي ندارد . كشتيهايشان در آن بزرگ وقيراندود وميخ كوبند ، هيچ جزيرهء مسكونى در اين دريا نيست . اگر كسى بخواهد دور آن را بگردد مىتواند ، زيرا كه رودخانههائى كه به آن مىريزند بزرگ نيستند بجز رود كر ورود ملك جزيرهها دارد با مرداب وجانواران [ وحشى خالى از مردم ] وجزيرهاى افوّه « 1 » بسيار از آن برآيد وسد يأجوج وماجوج دو ماه راه پس از آن است .
سد ذو القرنين « 2 » : در كتاب ابن خرداذبه « 3 » وجز أو داستان اين سد را يكسان ديدم ومن متن خرداذبه وسند أو را مىآورم ، زيرا كه أو وزير خليفه بود ودانشهاى انباشته در گنجينههاى أمير مؤمنان دست مىداشت ، أو مىگويد : سلّام مترجم « 4 » برايم گفت : هنگامى كه
هامش
( 1 ) بيخ درخت روناس ( لغتنامه ) از ريشهء يوناني است ( منجد ) .
( 2 ) سد يأجوج وماجوج ( ياقوت 3 : 53 ، 7 ) .
( 3 ) خردادبه 162 - 170 .
( 4 ) كه نامههاى تركى را كه براي سلطان مىرسيد ترجمه مىنمود ( ابن رسته : 149 : 1 ) .