مرغينان : نيز كوچك است . جامعش دور از بازار است . بر دروازه نهرى دارد .
ورشتان : بزرگ است . جامعش را درى در بازار ودرى ديگر در ميدان هست . وانكث مانند آنست . بكند « 1 » نهريست كه از ميان بازار مىگذرد . براي اين خوره ، از چهل شهر نزد من نام برده شده است .
خُجَنْدَه « 2 » : شهري دلگشا است ، در اين سوى مرز رود خوشهواتر از آن نيست رودخانه از ميانش مىگذرد ، وكوه بدان چسبيده ودر مرز است ، خردمندانش ستوده وشاعرانش وصفها كردهاند .
اسبيجاب « 3 » :
قصبهاى معتبر است ، شهري آباد وحومه دارد . چند تيم وبازار كرباسيان وجامعي با چهار در دارد ، بر هر يك از درها رباطى هست :
در نوجكت ، در فرخان « 4 » ، در شاكرانه « 5 » ، * در بخارا . ورباطها چنينند :
رباط نخشبيان ، رباط بخارائيان ، رباط سمرقنديان ، رباط
هامش
( 1 ) كند در يك فرسنگى خجنده است ( حوقل 511 : 13 .
( 2 ) حوقل : 511 - 512 .
( 3 ) حوقل : 510 - 511 .
( 4 ) شابد : فرخاذ ( حوقل 510 : 12 ) .
( 5 ) شايد : سراكراثه ( حوقل : 51 : 12 ) .