پس « وتر » جايز نيست ؟ اگر بگويد : مگر نه مأمون وپيش از وى رشيد به مرو فرود آمده ؟ گفته مىشود : ايشان بقصد أقامت در آنجا فرود نيامده بودند واين آشكار است .
گزارش گستردهتر :
اخسيتك :
قصبهء فرغانه شهري بزرگ است ، پيرامنش پر درخت نهرهايش پر آب ، آبادان ، حاصل خيز ، با ارزانى است . شهري اندرون دارد كه كاريزها از آن گذشته انبارهاى زيبايش را كه با آجر ساخته وگچكارى كردهاند ، پر آب مىكند . جامع وبيشتر ساختمانها در همين اندرونى است وريض ( حومه ) دور آن را فرا گرفته ، كه يك كهندژ « 1 » وچند بازار دارد . روى هم به اندازه يك ونيم برابر رمله است . بركت بسيار ، هواي خنك ومردمى درشت وسرخ روى دارد .
نصرآباذ : بزرگست ودرختان اسبيددال دال وحور دور آن را فرا گرفته است . پادشاهى آن را بنام فرزندش نصر ساخته وبنامش خوانده است ، آتشگاه ( مناره ) اى كوچك بر در مسجد كنار نهر دارد .
رنجد : كشتزار بسيار دارد . جامع زيباى آن در ميان بخش كفش دوزان است .
هامش
( 1 ) اين واژه را ياقوت به صورت معربش قهندژ آورده گويد : در اصطلاح مردم ما وراء النهر دژى را گويند كه به شهر چسبيده باشد . پس تك دژها را بدين نام نخوانند . متأسفانه در لغتنامه دهخدا عبارت ياقوت به غلط ترجمه شده است .