تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي ) — صفحة 390

مساهمون:

ص٣٩٠
نيشابور را با آن همه گرانمايگى زير دست بخارا بنهيم زيرا كه آن دليل كه ياد كردى شامل نيشابور نيز هست . اگر گفته شود : مگر نه هنگامى كه بنى عباس به بغداد نشستند ، مركز شناخته شد [ وكوفه زير دست آن گرديد ] چرا تو بخارا را از اين قياس نكردى ؟ بدو گفته شود كه پاسخ ساده است ، زيرا كه شهرهاى عراق تازه‌اند ودر عهد اسلام هميشه در حال تغيير بوده‌اند [ وعراق را جز يك مركز نباشد ] نه بيني كه [ به روزگار على ] مركز كوفه بود و [ به روزگار منصور ] به انبار [ وهمانگاه ] به بغداد منتقل شد ، سپس [ به هنگام خلافت معتصم ] به سامرا شد وسپس به بغداد بازگشت . در صورتي كه مركزهاى كهن سرزمين خاوران جنين نبوده جاى يك ديگر را نمىگيرند . * اگر كسى بگويد : مگر نيشابور جاى طوس را نگرفته است ؟ گفته شود : هيچگاه طوس مركز نبوده است تا متروك شود . آرى به سببهائى كه ياد خواهيم كرد ، مدتي جاهائى بدان أضافت شده بود . اگر گفته شود : اگر منكر متروك شدن طوس هستى مرو كه قطعا متروك شده است ، مىگويم : ما گفته بوديم كه در اسلام ، برخى شهرها جاى ديگرى را گرفتند ونيشابور ، با آمدن اسلام جاى مرو را گرفته است ، واگر چنين باشد پس بخارا جاى سمرقند را نگرفته زيرا در أصول « 1 » ما به چنين چيزى برخورد نكرده‌ايم . مگر نبينى كه چون در أصول ما نماز يك ركعتي نداشته‌ايم
هامش
( 1 ) براي فرق ميان أصل وتصنيف ص 241 ديده شود .