رسيد از خبر آمدن قريش آگاه شد و مردم را از حركت قريش آگاه فرمود و با آنان رايزنى كرد و نظرشان را خواست . ابو بكر برخاست و سخن گفت و نيكو گفت ، سپس عمر برخاست و سخنى نيكو گفت و چنين افزود كه اى رسول خدا ، اين قريش است كه به خدا سوگند از هنگامى كه عزت يافتهاند هيچگان زبون نشدهاند و از هنگامى كه كافر شدهاند ايمان نياوردهاند و به خدا سوگند كه عزت خود را از دست نمى دهد و با تو به سختى جنگ خواهد كرد . بايد براى آن آماده شوى و ساز و برگش را فراهم سازى . سپس مقداد بن عمرو برخاست و گفت : اى رسول خدا براى انجام فرمان خداوند حركت فرماى و ما همراه تو هستيم . به خدا سوگند ما آنچنان كه بنى اسرائيل به پيامبر خود گفتند : « تو و خدايت برويد و جنگ كنيد و ما اينجا نشستگانيم » نمى گوييم بلكه عرضه مى داريم ، تو و خدايت برويد و جنگ كنيد و ما هم همراه شما جنگ كنندگانيم . سوگند به كسى كه ترا به حق مبعوث فرموده است اگر ما را به برك الغماد ببرى همراه تو خواهيم آمد . برك الغماد در فاصلهء پنج شب راه از مكه از راه كناره و هشت شب راه از مكه در راه يمن قرار دارد .
پيامبر ( ص ) پاسخى پسنديده به مقداد داد و براى او دعاى خير فرمود . آنگاه پيامبر ( ص ) باز فرمود : اى مردم آراى خود را به من بگوييد و مقصود آن حضرت انصار بودند ، كه گمان مى فرمود انصار جز در مدينه او را يارى نمى دهند و اين به آن سبب بود كه انصار شرط كرده بودند كه همانگونه كه از خود و فرزندان خود دفاع مى كنند از آن حضرت دفاع خواهند كرد ، اين بود كه پيامبر ( ص ) باز هم فرمود : رايزنى كنيد و آراى خود را به من عرضه داريد . در اين هنگام سعد بن معاذ برخاست و گفت : من از جانب انصار پاسخ مى دهم و اى رسول خدا گويى ما را اراده فرمودهاى فرمود : آرى . سعد گفت : شايد لازم باشد از كارى كه به تو وحى شده است با وحى به كار ديگرى روى آورى ، به هر حال ما به تو ايمان آوردهايم و ترا تصديق كرده و گواهى دادهايم كه آنچه آوردهاى و براى آن آمدهاى بر حق است و عهد و پيمان استوار خود را به شنيدن و فرمانبردارى با تو بستهايم . اينك اى پيامبر خدا به هر كارى كه اراده فرمودهاى قيام كن و سوگند به كسى كه ترا به حق گسيل فرموده است اگر پهنهء اين دريا را بپيمايى و در آن فرو شوى همگان با تو خواهيم بود حتى اگر فقط يك تن از ما باقى بماند . اينك به هر كس كه مى خواهى بپيوند و از هر كس كه مى خواهى بگسل و آنچه از اموال ما مى خواهى بگير كه
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 83
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٨٣