خدا سوگند كه تو خود و قومت را به هلاك خواهى انداخت ، و با وجود اين بر همان حال به راه خود ادامه دادند .
واقدى مى گويد : و چون ابو سفيان كاروان را در برد و دانست كه آن را و مردم همراهش را از خطر نجات داده است ، قيس بن امرو القيس را كه از مكه همراه كاروان بود و از كاروانيان به حساب مى آمد پيش قريش گسيل داشت و به آنان فرمان بازگشت داد و گفت : كاروان و كالاهاى شما از خطر جست ، خود را با مردم يثرب درگير مكنيد و به كشتن مدهيد ، كه شما را خواسته و هدفى غير از اين نبوده است ، بيرون آمدهايد كه كاروان و اموال خود را پاس داريد و خداوند آن را نجات بخشيده است . ابو سفيان به قيس گفت : و اگر اين موضوع را نپذيرفتند بايد موضوع ديگرى را كه برگرداندن كنيزكان آوازه خوان است حتما انجام دهند . قيس بن امرو القيس آنچه با قريش گفتگو كرد از بازگشت خوددارى كردند و گفتند كنيزكان آوازه خوان را به زودى برمى گردانيم ، و ايشان را از جحفة برگرداندند .
مى گويد [ ابن ابى الحديد ] : نمى دانم مقصود ابو سفيان از فرمان دادن به برگرداندن كنيزكان آوازه خوان چه بوده است و حال آنكه خود ابو سفيان در جنگ احد آنان را همراه خود برد تا قريش را به خونخواهى تحريض كنند و آواز بخوانند و دايره و دف بزنند ، چگونه از اين كار در جنگ بدر نهى مىكند و حال آنكه خود در جنگ احد آن را انجام مىدهد . من خيال مى كنم هر كس در اين كار تأمل كند مىداند كه براى قريش در جنگ بدر امكان انتقام گيرى فراهم نبوده است زيرا ميان آنان سستى و زبونى و كار را بر ديگرى واگذاشتن و خوش نداشتن جنگ و دوست داشتن بازگشت و دون همتى و سست رأيى ريشه دوانده بود ، وانگهى بنى زهره و كسان ديگرى هم از ميان راه بازگشتند و اختلاف نظر آنان دربارهء جنگ چنان بود كه اگر با مردمى ترسو و غير شجاع هم رو به رو مى شدند ، پارهاى از اين گرفتاريها كه بر شمرديم براى شكست ايشان كافى بود ، تا چه رسد به اينكه آنان مى خواستند با افراد قبيلههاى اوس و خزرج كه شجاع ترين قبايل عربند رو به رو شوند . على بن ابى طالب ( ع ) و حمزة بن عبد المطلب هم كه شجاع ترين افراد بشرند و گروهى از مهاجران كه همگى دليران نامدارند با اوس و خزرج بودند و سالار همگان محمد بن عبد الله بوده است كه رسول خدا و فرا خواننده به حق و عدل و توحيد و مؤيد به نيروى خداوندى است ، بگذر از اينكه همانگونه كه قرآن فرموده است فرشتگان آسمان هم در جنگ بدر به يارى مسلمانان شتافتهاند .
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 78
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٧٨