مهلت او را به گناه انداخت و مقامش را نيست و نابود كرد .
ديگر از چيزهايى كه خداوند به سبب آن لعنت را بر او واجب كرده است كشتن گروهى از برگزيدگان اصحاب و تابعان اهل دين و فضيلت است ، چون عمرو بن حمق خزاعى و حجر بن عدى كندى و كسان ديگرى همچون ايشان ، آن هم براى اينكه قدرت و پادشاهى و چيرگى از آن او باشد . وانگهى ادعاى او كه زياد پسر سميه برادر اوست و اينكه او را پسر پدر خويش يعنى ابو سفيان دانست و حال آنكه خداوند متعال مى فرمايد : « پسر خواندگان را به نام پدرانشان بخوانيد كه اين به نزد خدا منصفانهتر است . » و پيامبر خداى ( ص ) فرموده است : « هر كس جز پدر خويش را دعوى كند و به غير از نسب خويش انتساب جويد ملعون است . » و نيز فرموده است : « فرزند از بستر است و زناكار را بهره سنگ است . » معاويه آشكارا با حكم خداوند متعال و پيامبرش مخالفت ورزيده و فرزند را جز براى بستر قرار داد و سنگ را براى غير زناكار ، و با اين كار خود در مورد ام حبيبة همسر رسول خدا ( ص ) و زنانى ديگر چنان كرد كه مويها و چهرههاى آنان را بر كسانى كه نامحرم بودند محرم ساخت و قرابتى را اثبات كرد كه خداوند آن را دور فرموده بود و چنين خللى در دين و چنين تبديلى در اسلام واقع نشده بود . ديگر از كارهاى معاويه اين بود كه پسر خود يزيد شراب خوارهء دائم الخمر خروس باز ميمون باز ، يوز باز را به خلافت خدا بر بندگان خدا برگزيد و براى او با زور و بيم و تهديد و به هراس افكندن و سطوت از مسلمانان برگزيده بيعت گرفت و معاويه خود بر نادانى و پليدى و سفلگى او آگاه بود و خود همواره كفر و تبهكارى و مستى و كارهاى ناشايستهء او را مى ديد .
و چون يزيد ، كه خدايش لعنت كناد ، قدرت يافت و به آنچه مى خواست تسلط يافت ، به خونخواهى مشركان و انتقام جويى براى ايشان از مسلمانان آغاز كرد و در واقعهء حره به جان مسلمانان افتاد و با مردم مدينه چنان جنگى كرد كه در اسلام زشت تر و ناپسندتر از آن نبود كه به گمان خويش خشم خود را فرو نشاند و از دوستان خداوند انتقام گرفت و براى
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 354
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٣٥٤