« معاويه در تابوتى آتشين در پايين ترين طبقهء دوزخ است و فرياد مى كشد يا حنان و يا منان و در پاسخ او گفته مىشود : هم اكنون و حال آنكه پيش از اين نافرمانى كردى و از تبهكاران بودى . و هم از آن جمله است ، اقدام معاويه به جنگ با على بن ابى طالب كه مقام او در اسلام از همهء مسلمانان برتر و در مسلمانى از همگان پيش قدم تر و از همگان مؤثرتر و نام آورتر بود . معاويه با باطل خود دربارهء حق على ستيز مى كرد و با گمراهان و سركشان با على و يارانش جنگ مى كرد ، او و پدرش همواره دربارهء خاموش كردن نور خدا و انكار دين پروردگار چارهسازى مى كردند ، « و خداوند نمى خواهد جز آنكه نور خويش را كامل و رخشان فرمايد هر چند كافران را ناخوش آيد . » معاويه مردم نادان را فريب مى داد و مردم ابله را به خطا مى انداخت ، يعنى همان گروهى كه رسول خدا ( ص ) از پيش خبر ايشان را داده و به عمار فرموده بود « ترا گروه سركش مى كشند » ، تو ايشان را به بهشت فرا مى خوانى و آنان ترا به دوزخ فرا مى خوانند ، آنان دنيا را برگزيده و نسبت به جهان ديگر كافر بودند و از قيد اسلام بيرون شده بودند . معاويه خون حرام را حلال مى شمرد و سرانجام عمار در فتنه و گمراهى و گرفتارى كه معاويه پيش آورده بود كشته شد و خون او و خون گروهى بى شمار از مسلمانان برگزيده كه از دين خدا دفاع مى كردند و حق او را يارى مى دادند ريخته شد .
معاويه در دشمنى خدا كوشا بود و مى كوشيد تا بر خداوند عصيان شود و اطاعت نشود و احكام خداوند باطل گردد و استوار نشود و كلمه گمراهى و دعوت باطل برتر شود ، ولى غافل از اين بود كه كلمه خداوند برتر و دين پروردگار منصور و حكم او نافذ و فرمانش چيره است و فريب سازى هر كس كه با خدا دشمنى و ستيز كند مغلوب و در هم شكسته است ، و گناهان آن جنگها و جنگهايى را كه پس از آن بود و خونهايى را كه ريخته شد بر گردن گرفت ، و روشهاى ناپسندى را پيش آورد كه نه تنها گناه آن بلكه گناه هر كس هم كه به آن عمل كرد بر عهدهء اوست . انجام كارهاى حرام را بر كسانى كه انجام مى دادند حلال كرد و حقوق را از اهل آن باز داشت ، آرى آرزوها او را فريب داد و
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 353
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٣٥٣