نمى كند و افزون از آن نمى گويد ، و نبايد به بهانهء آنكه اين سخن را من مى گويم از به كار بستن آن محروم بمانى زيرا در نظر خردمندان صدور مصالح و منافع از سوى دشمنان چيزى از ارزش آن نمى كاهد ، همان گونه كه صدور كارهاى زيان بخش از سوى دوستان چيزى از زيان و صدمه آن كاهش نمى دهد . اين را هم بدان كه اين گفتگوى من با تو از ناتوانى و كمى سپاه من سرچشمه نمى گيرد بلكه دوست دارم كه برهان و استظهار خود را بيفزايم و از خداوند متعال يارى و نصرت يابم ، و من تا هنگامى كه راه به عافيت و سلامت داشته باشم هيچ گاه چيز ديگرى را بر آن دو ترجيح نمى دهم .
فيروز گفت : من از كسانى نيستم كه تهديد و بيم دادن و ترس آنان را از كار باز مى دارد ، و اگر آنچه را كه در طلب آن هستم غدر و فريب بدانم هيچ كس از خودم شايستهتر و سزاوارتر نيست كه خويشتن را از آن كنار خواهم كشيد و خداوند مىداند كه من براى تو عهد و ميثاقى جز آنچه در ضمير داشتهام نكردهام و مبادا كه مغرور شوى و آن حال ضعف و درماندگى و كمى سپاهيان ما را كه در گذشته ديدى گولت بزند .
اخشنوار به فيروز گفت : مبادا اين خدعه و فريبى كه ساز كردهاى و آن سنگ را پيشاپيش خود حركت مى دهى ، ترا مغرور سازد كه اگر قرار بر اين باشد كه مردم عهد و پيمان را بر مبناى اظهار موضوعى و پوشيده داشتن نيّت خود ببندند ، نبايد هيچ كس به هيچ عهد و امان اعتماد كند و نبايد هيچ تعهدى را بپذيرند ، پيمانها بر مبناى همان چيزى است كه آشكار مى گويند و بر نيّت كسى است كه پيمان براى او بسته مىشود . و برگشت .
فيروز به ياران خود گفت : اخشنوار خوش گفتار بود و من براى اسبى هم كه زير او بود هيچ مانندگى اى ميان اسبها نديدم ، كه در تمام مدتى كه ايستاده بوديم ، پايش را تكان نداد . و سمهاى خود را بلند نكرد و شيهه نكشيد و هيچ كارى كه موجب قطع گفتگو شود انجام نداد . اخشنوار هم به ياران خود گفت : همان گونه كه ديديد من با فيروز ايستادم و سخن گفتم و او تمام سلاحها را بر تن داشت ، با وجود آن تكان نخورد و پاى خود را از ركابش بيرون نكشيد و پشت خود را خم نكرد و به چپ و راست توجه نكرد ، در حالى كه من چند بار بر اسب خود حركت كردم و اين پا و آن پا نمودم و به پشت سر خود نگريستم و چشم به مقابل خود دوختم و او همچنان پا بر جا و بر يك حال بود و اگر گفتگوى او با من نبود ، تصور مى كردم مرا نمى بيند ، فيروز و اخشنوار اين سخنان را از اين جهت مى گفتند كه ميان مردم منتشر شود و با گفتگو دربارهء آن سرگرم شوند و دربارهء حقيقت گفتگوى آن دو نينديشند . روز دوم اخشنوار صحيفهاى را كه فيروز عهد خويش
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 323
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٣٢٣