نامه ( 14 )
از سفارشى از آن حضرت به لشكر خويش پيش از ديدار دشمن در اين سفارش كه با عبارت « لا تقاتلونهم حتّى يبدؤكم فانكم به حمد الله على حجّة . . . » ( با آنان جنگ مكنيد تا آنان بر شما دست يازند - شروع كنند - كه سپاس خداى را شما بر حجت هستيد . . . ) شروع مىشود ابن ابى الحديد پس از توضيح پارهاى از لغات و اصطلاحات و بيان نكاتى در مورد صرف و نحو ، مباحث زير را آورده است : از مواردى كه اين معنى در شعر آمده است اين گفتار شاعر است كه مى گويد : همانا از بزرگترين گناهان كبيره در نظر من كشتن بانوى آزادهء سپيد جوان است ، كشتار و كشته شدن براى ما مردان مقرر شده است و براى پرده نشينان دامن بر زمين كشاندن - خراميدن - است . پس از اينكه على ( ع ) در جنگ جمل پيروز شد ، چون از در خانه همسر عبد الله بن خلف خزاعى عبور فرمود ، آن زن گفت : اى على اى قاتل ياران محبوب ، خوشامد بر تو مباد ، خداوند فرزندانت را يتيم كند كه فرزندان عبد الله بن خلف را يتيم كردى . على ( ع ) پاسخى نداد ، ولى ايستاد و اشاره به گوشهاى از خانهء آن زن كرد ، زن متوجه اشاره على شد و سكوت كرد و بازگشت . او در خانهء خود عبد الله بن زبير و مروان بن حكم را پنهان كرده بود . على ( ع ) به آنجا اشاره فرمود كه آن دو پنهان بودند ، يعنى اگر بخواهم آن دو را بيرون مى كشم ، و آن زن همين كه فهميد سكوت كرد و برگشت و على ( ع ) بردبار و بزرگوار بود .
عمر بن خطاب هرگاه فرماندهان لشكرها را گسيل مى داشت مى گفت : به نام خدا و يارى و بركت خداوند و به اميد تأييد و نصرت خداوند برويد ، شما را به پرهيز از خداوند