جايگاه خود گريخته و چندان به ما نزديك شدهاند كه مى خواهند خود را ميان مردم بيندازند ، اين دليل آن است كه از پى آنها لشكرى گران در حركت است . گويد : به خدا سوگند هنوز از زين و لگام بستن فارغ نشده بودند كه گرد و غبار را ديدند و به سلامت ماندند و اگر چنان آماده نمى شدند ، همهء لشكر درمانده مى شد .
نامه ( 12 )
از وصيت آن حضرت به معقل بن قيس رياحى هنگامى كه او را با سه هزار تن به عنوان مقدمه به شام گسيل فرمود .
در اين وصيت و سفارش - كه با اين عبارت شروع مىشود : « اتق الله الذى لا بدّ لك من لقائه » ( بپرهيز از خداوندى كه ترا از ديدارش گريزى نيست . . . ) - ابن ابى الحديد نخست چند سطرى دربارهء معقل بن قيس نوشته است كه از مردان نامدار و دليران كوفه بوده و داراى رياست و احترام و عمار ياسر او را همراه هرمزان براى ابلاغ خبر فتح شوشتر پيش عمر گسيل داشته است . معقل از شيعيان و سرسپردگان على ( ع ) بوده است و آن حضرت او را به نبرد بنى ساقه فرستاده است كه گروهى از ايشان را كشته و اسير گرفته است . معقل با مستورد بن علقة از قبيله تيم الرباب هم جنگ كرد و هر يك ديگرى را كنار دجله كشت و ما خبر آن دو را در مباحث گذشته آورديم . ابن ابى الحديد سپس به نقل احاديثى از پيامبر ( ص ) در مورد چگونگى جنگ كردن و نصايحى از ابو بكر بن ابى قحافة به يزيد بن ابى سفيان و عكرمة بن ابى جهل هنگامى كه آنان را با سپاه به شام و عمان گسيل داشت آورده است و از كتابهاى قديم ايران و هند نيز يكى دو شاهد ارائه داده است .