نامه ( 10 )
نامهء آن حضرت به معاويه در اين نامه - كه با عبارت « و كيف انت صانع اذا تكشفت عنك جلابيب ما انت فيه من دنيا قد تبهجت بزينتها و خدعت بلذتها . . . ( و چه خواهى كرد آنگاه كه اين جامههاى اين جهانى كه در آن هستى و خود را با زيور خود آراسته و با خوشى خويش فريبا ساخته است ، از تو برداشته شود . . . ) شروع مىشود - ابن ابى الحديد ، پس از توضيح دربارهء لغات و اصطلاحات و اشاره به اينكه اين نامه در پاسخ نامهاى از معاويه نوشته شده است كه ابن ابى الحديد آن را در كتاب ابو العباس يعقوب بن احمد صيمرى ديده است و اينكه به نامهء ديگرى هم از على ( ع ) به معاويه كه متضمن همين معانى است دست يافته است ، بحث تاريخى مختصرى آورده كه چنين است : از نقيب ابو زيد پرسيدم كه آيا معاويه همراه مشركان در جنگ بدر شركت داشته است گفت : آرى ، سه تن از پسران ابو سفيان در جنگ بدر شركت كردند كه حنظله و عمرو و معاويهاند . يكى از ايشان كشته و ديگرى اسير شد و معاويه از معركه پياده گريخت و چون به مكه رسيد پاها و ساقهايش متورم شده بود و دو ماه خويشتن را مداوا كرد تا بهبود يافت .
نقيب ابو زيد گفت : در اين موضوع كه على ( ع ) حنظله را كشته و برادرش عمرو را اسير كرده است هيچ كس اختلاف نكرده است . وانگهى كسانى كه بسيار بزرگتر و مهم تر از آن دو و برادرشان - معاويه - بودند ، از بدر پياده گريختند كه از جملهء ايشان عمرو بن عبدود سواركار جنگ احزاب است كه در بدر شركت داشت و با آنكه پير مردى بود پياده گريخت و او را در حالى كه زخمى شده بود از معركه بيرون برده بودند و هنگامى كه به مكه رسيد مشرف بر مرگ بود . او در جنگ احد شركت نكرد و چون بهبود يافت ، در جنگ خندق شركت كرد و كشندهء دليران او را كشت و همان كسى كه روز جنگ بدر عمرو بن عبدود از چنگ او گريخته بود ، در جنگ خندق او را به چنگ آورد .