تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
شد و آنان آن را ناخوش مى داشتند . از همگان در تحريك مردم بر ضد او افراد خاندان و اقوام خودش بيشتر پافشارى مى كردند مگر آنان كه خداوندشان در پرده عصمت بداشت . و گفته بودى كه خداوند از مسلمانان يارانى را براى او برگزيد و او را با ايشان تأييد فرمود و منزلت آنان در نظر پيامبر و پيشگاه خداوند به ميزان فضايل ايشان در اسلام بود و پنداشته‌اى كه افضل آنان در اسلام و خير خواه‌ترين ايشان نسبت به خدا و پيامبرش آن خليفه نخست و جانشين او بوده‌اند ، به جان خودم سوگند كه مكانت آن دو در اسلام بزرگ است و سوگ آن دو بر اسلام زخمى سنگين شمرده مىشود ، خداوند آن دو را رحمت فرمايد و به بهتر از آنچه عمل كرده‌اند پاداش دهد . و نوشته بودى كه عثمان هم در فضيلت همچون آنان بوده است . اگر عثمان نيكوكار بوده است خداوند به زودى او را به كارهاى پسنديده‌اش پاداش خواهد داد و اگر بدكار بوده است به زودى پروردگار آمرزنده‌اى را خواهد ديد كه هيچ گناهى را اگر بخواهد بيامرزد ، بزرگش نمى دارد . و به جان خودم سوگند اگر قرار باشد خداوند مردم را به اندازه فضايل آنان در اسلام و خيرخواهى ايشان براى پيامبر و خداوند پاداش دهد اميدوارم كه بهرهء ما در اين مورد فزون تر باشد . همانا هنگامى كه محمد ( ص ) به ايمان به خدا و يكتا پرستى دعوت فرمود ، اهل بيت نخستين كسان بوديم كه به او ايمان آورديم و او را تصديق كرديم و سالها به طور كامل بر آن حال بوديم و در پهنهء زمين از اعراب كسى جز ما خدا را عبادت نمى كرد . قوم ما خواستند پيامبر را بكشند و ما را ريشه كن سازند ، قصدهاى بزرگ نسبت به ما كردند و اندوهها بهرهء ما ساختند ، خوار و بار و آب شيرين را از ما بازداشتند ، و ما را قرين ترس و بيم كردند و جاسوسان بر ما گماشتند و ما را به رفتن به كوهى سخت و ناهموار واداشتند ، و براى ما آتش جنگ برافروختند ، و ميان خود عهد نامه‌اى نبشتند كه با ما خوراكى نخورند و آبى نياشامند و با ما ازدواج نكنند و خريد و فروشى انجام ندهند . و از آنان در امان نخواهيم بود مگر اينكه محمد ( ص ) را به آنان بسپريم تا او را بكشند و مثله‌اش كنند ، و ما از ايشان فقط در موسم حج امان داشتيم تا موسم ديگر . خداوند ما را بر دفاع از محمد و حراست از او بداشت كه دربارهء حفظ حرمت او