تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧
نصر بن مزاحم مى گويد : هنگامى كه ابو مسلم خولانى اين نامه را به حضور على ( ع ) آورد ، ايستاد و پس از حمد و ثناى خداوند خطاب به على ( ع ) چنين گفت : اما بعد ، تو به كارى قيام كردى و كارى را به عهده گرفتى كه به خدا سوگند دوست ندارم كه براى كس ديگرى غير از تو باشد به شرط آنكه از خويشتن انصاف دهى . عثمان در حالى كه مسلمان و محرم و مظلوم بود كشته شد . قاتلانش را به ما بسپار كه تو امير مايى و اگر كسى از مردم با تو مخالفت كرد دستهاى همه ما ياور تو و زبان همه ما گواه تو است و ترا حجت و عذر خواهد بود . على ( ع ) به او گفت : فردا بامداد براى گرفتن پاسخ نامه‌ات پيش من بيا . ابو مسلم رفت و فرداى آن روز براى گرفتن پاسخ آمد . او مردم را كه از موضوع نامه آگاه شده بودند ديد كه شيعيان سلاح پوشيده و مسجد را پر كرده بودند و فرياد مى كشيدند كه همهء ما قاتل عثمانيم و اين سخن را تكرار مى كردند . به ابو مسلم اجازه داده شد و چون وارد شد على ( ع ) پاسخ نامهء معاويه را به او سپرد . ابو مسلم گفت : گروهى را ديدم كه با وجود آنان ترا فرمانى نيست . على فرمود : موضوع چيست گفت : به اين قوم خبر رسيده است كه تو مى خواهى قاتلان عثمان را به ما تسليم كنى ، سلاح پوشيده و جمع شده‌اند و فرياد مى كشند كه همگان كشندگان عثمان هستند . على فرمود : به خدا سوگند من براى يك چشم بر هم زدن هم تصميم نداشته‌ام كه آنان را به شما تسليم كنم . من همه جوانب اين كار را سنجيدم و براى خود شايسته نديدم كه ايشان را به تو يا ديگرى تسليم كنم . ابو مسلم نامه را گرفت و مى گفت : اينك پيكار و زد و خورد پسنديده آمد . پاسخ على ( ع ) به نامهء معاويه چنين بود : بسم الله الرحمن الرحيم . از بندهء خدا على امير مؤمنان به معاوية بن ابى سفيان . اما بعد ، آن مرد خولانى براى من نامه‌ات را آورد كه در آن از محمد ( ص ) و نعمتهايى كه خداوند از وحى و هدايت بر او ارزانى فرموده است ياد كرده بودى . سپاس خداى را كه وعدهء او را راست قرار داد و با نصرت او را تأييد كرد و قدرتش را بر سرزمينها استوار كرد و او را بر دشمنان و ستيزه گران از قوم خودش كه او را دشمن مى داشتند و بر او تاختند و دروغگويش خواندند و با او مبارزه كردند و براى بيرون راندن او و خاندان و يارانش همدست شدند و اعراب را بر او شوراندند و آنان را براى جنگ با او آماده كردند و تمام كوشش خود را انجام دادند و كارها را بر او دشوار ساختند پيروز فرمود . حق آمد و فرمان خدا پيروز
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 307 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى