عويف ، و ابو الحمراء بن سفيان بن عويف ، و غراب بن سفيان بن عويف كه اين چهار برادر را به روايت محمد بن حبيب ، على بن ابى طالب ( ع ) كشته است . واقدى در مورد اين كشته شدگان مشركان - چهار برادر - شخص معينى را به عنوان قاتل ايشان ثبت نكرده است ولى پيش از اين فصل ضمن مطالب ديگر گفته است كه ابو سبرة بن حارث بن علقمه يكى از پسران سفيان بن عويف را كشته است ، و رشيد فارسى وابسته بنى معاويه يكى ديگر از پسران سفيان را ديده است كه سراپا پوشيده در آهن مى گويد : من پسر عويف هستم ، سعد آزاد كرده و وابسته حاطب راه را بر او بست ، ابن عويف بر او ضربتى استوار زد كه او را دو نيمه كرد . در اين هنگام رشيد فارسى بر ابن عويف حمله كرد و ضربتى بر دوش او زد كه زره را دريد و او را دو نيم كرد و گفت : بگير كه من غلام فارسى هستم پيامبر ( ص ) كه او را مى ديد و سخنش را مى شنيد ، فرمود : اى كاش مى گفتى غلام انصارى هستم ، گويد : در اين هنگام برادر مقتول كه يكى ديگر از پسران سفيان بن عويف بود همچون سگ بر رشيد حمله كرد و مى گفت : من پسر عويف ام . رشيد ضربتى بر سرش زد كه با وجود داشتن مغفر سرش را از هم شكافت و گفت : بگير كه من غلام انصارى ام ، پيامبر ( ص ) لبخند زد و فرمود : احسنت اى ابا عبد الله و با آنكه رشيد پسرى نداشت ، پيامبر به او كنيه داد .
مى گويد [ ابن ابى الحديد ] : بلاذرى براى اين چهار تن كشندهاى را نام نبرده است و آنان را در زمرهء كشتگان قريش در احد شمرده است . همچنين ابن اسحاق هم از قاتل اين چهار تن نام نبرده است . بنابراين ، اگر روايت واقدى صحيح باشد ، على ( ع ) فقط يكى از اين چهار برادر را كشته است و اگر روايت محمد بن حبيب صحيح باشد هر چهار تن از كشته شدگان به دست على ( ع ) هستند . من در يكى از كتابهاى ابو الحسن مداينى هم خواندم كه على ( ع ) هر چهار پسر سفيان بن عويف را در جنگ احد كشته است و از خود على هم شعرى را در اين مورد روايت كرده است .
از خاندان عبد شمس ، معاوية بن مغيرة بن ابى العاص كه در يكى از روايات نقل است كه او را هم على ( ع ) كشته است و هم گفته شده است كه او را زيد بن حارثه و عمار بن ياسر كشتهاند . بنابراين جمع كشته شدگان مشركان در جنگ احد بيست و هشت تن هستند كه على ( ع ) با توجه به اتفاق و اختلاف روايات دوازده تن از آنان را كشته است و نسبت كشته شدگان تقريبا همان نسبت كشته شدگان در جنگ بدر به دست اوست كه نزديك به نصف است .
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 289
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٢٨٩