تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
پسرش عمرو بن معاذ او را تسليت گفت و افزود : اى مادر سعد بر تو مژده باد و به خانوادهء شهيدان هم مژده بده كه آنان همگى در بهشت دوستان يكديگرند و شفاعت آنان هم دربارهء افراد خاندانشان پذيرفته است - از آن قبيله دوازده تن شهيد شده بودند - مادر سعد گفت : اى رسول خدا بسيار خوشنود شديم و ديگر هرگز كسى بر آنان نمى گريد ، و گفت : اى رسول خدا براى بازماندگان آنان دعا فرماى . رسول خدا عرضه داشت : پروردگارا اندوه دلهاى ايشان را بزداى و مصيبت ايشان را جبران فرماى و بازماندگان ايشان را نكو حال فرماى . پيامبر ( ص ) سپس خطاب به سعد بن معاذ فرمود : اى ابا عمرو لگام اسب را رها كن ، و او چنان كرد و مردم هم از پى پيامبر ( ص ) حركت كردند . آنگاه پيامبر ( ص ) به سعد بن معاذ فرمود : اى ابا عمرو زخميهاى خاندان تو بسيارند ، و هيچ مجروحى از آنان نيست مگر آنكه روز قيامت با زخم به ظاهر تازه مبعوث مىشود ، رنگ زخمش رنگ خون بوى آن بوى مشك است ، و هر كس زخمى است در خانهء خود قرار گيرد و زخم خويش را مداوا كند . سوگند مى دهم كه ديگر همراه من تا خانه‌ام نياييد ، سعد ميان زخميان با صداى بلند جار كشيد كه خواست پيامبر ( ص ) چنين است كه هيچ مجروحى از بنى عبد الاشهل پيامبر ( ص ) را نبايد همراهى كند . مجروحان بنى عبد الاشهل ، كه سى مرد بودند ، از همراهى پيامبر ( ص ) خوددارى كردند و آن شب را آتش افروختند و مجروحان خود را مداوا كردند . سعد بن معاذ خود پيامبر ( ص ) را تا خانهء آن حضرت همراهى كرد و سپس پيش زنان خود برگشت و آنها را به جانب خانهء پيامبر ( ص ) برد و هيچ زنى از خاندان عبد الاشهل باقى نماند مگر اينكه بر در خانهء پيامبر ( ص ) آمدند و فاصلهء ميان نماز مغرب و عشا را گريستند و چون پيامبر ( ص ) پس از خوابيدن براى نماز شب برخاست و يك سوم از شب گذشته بود ، صداى گريستن آنان را شنيد و پرسيد : اين چيست گفتند : زنان انصار بر حمزه مى گريند . رسول خدا خطاب به زنان فرمود : خداى متعال از شما و فرزندانتان خوشنود باد و به زنان فرمان داد به خانه‌هاى خود برگردند . مادر سعد بن معاذ مى گويد : پس از اينكه مدت زيادى از شب گذشته بود به خانه‌هاى خود برگشتيم و مردان ما همراهمان بودند و از آن پس هيچ كس از زنهاى ما بر مرده‌اى نمى گريست مگر آنكه قبلا بر حمزه مى گريست و اين سنّت تا امروز همچنين است . گفته مىشود ، بعد از سعد بن معاذ ، معاذ بن جبل ، زنان بنى سلمه و عبد الله بن رواحة زنان بلحارث بن خزرج را براى گريستن و نوحه‌سرايى آوردند كه پيامبر ( ص ) فرمود من چنين
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 278 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى