پيمان بستهايد ، به خدا سوگند اگر تا هنگامى كه چشمى از شما باز است به رسول خدا صدمهاى برسد شما را در پيشگاه خداوند عذرى نخواهد بود . هنوز من از پيش او تكان نخورده بودم كه درگذشت . من پيش پيامبر ( ص ) برگشتم و خبر دادم و خود ديدم كه آن حضرت رو به قبله ايستاد و دستهاى خود را بر افراشت و عرضه داشت : « بار خدايا سعد بن ربيع را در حالى كه از او خشنود باشى به حضور بپذير . » واقدى مى گويد : سمداء دختر قيس هم كه از زنان خاندان دينار بود بيرون آمد .
دو پسرش نعمان بن عبد عمرو و سليم بن حارث در جنگ احد همراه پيامبر ( ص ) بودند و شهيد شدند . چون خبر مرگ دو پسرش را به او دادند ، پرسيد پيامبر ( ص ) در چه حال است گفتند : خوب و خدا را شكر همان گونه است كه تو دوست دارى . گفت : به من نشانش دهيد تا خود او را ببينم و پيامبر ( ص ) را به او نشان دادند گفت : اى رسول خدا هر مصيبتى در قبال سلامت تو ناچيز و در خور تحمل است ، و شترى برداشت و جنازهء دو پسرش را بر آن نهاد و آهنگ مدينه كرد . در راه عايشه او را ديد و پرسيد چه خبر است .
او را خبر داد و گفت : رسول خدا سلامت است و نمرده است و خداوند گروهى از مؤمنان را به درجه شهادت رساند و خداوند آنان را كه كافرند با خشم خودشان برگرداند و خيرى نديدند . عايشه گفت اينها جنازههاى كيست گفت : دو پسرم ، و بدون معطلى شتر را هى كرد و به راه انداخت تا كنار گور ببرد .
واقدى مى گويد : پس از بازگشت قريش جسد حمزة بن عبد المطلب نخستين جسدى بود كه به حضور پيامبر ( ص ) آورد شده ، يا از جملهء نخستين جسدها بود كه آوردند . پيامبر ( ص ) بر او نماز گزارد و فرمود : فرشتگان را ديدم كه او را غسل مى دهند و اين بدان سبب بود كه حمزه جنب بوده است . پيامبر ( ص ) اجساد شهيدان را غسل نداد و فرمود : آنان را با خونها و زخمهايشان بپيچيد كه هر كس در راه خدا مجروح شود روز قيامت با همان زخم برانگيخته مىشود كه رنگ آن رنگ خون و بوى آن بوى مشك خواهد بود و فرمود آنان را همين گونه بگذاريد كه من روز قيامت گواه ايشان خواهم بود .
حمزه نخستين كسى بود كه پيامبر ( ص ) بر او چهار تكبير فرمود و نماز گزارد و سپس
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 273
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٢٧٣