واقدى مى گويد : عمرو بن ثابت بن وقش از كسانى بود كه نسبت به اسلام شك و ترديد داشت و چون قوم او دربارهء اسلام با او سخن مى گفتند مى گفت : اگر بدانم آنچه مى گوييد حق است لحظهاى در پذيرش آن درنگ نمى كنم . روز جنگ احد در حالى كه پيامبر ( ص ) در احد بود او مسلمان شد و شمشير خود را برداشت و خود را به مسلمانان رساند و چندان جنگ كرد كه سخت زخمى شد و ميان كشتگان در افتاد ، چون او را پيدا كردند هنوز رمقى داشت .
پرسيدند چه چيزى ترا به ميدان آورد گفت : اسلام . من به خدا و رسولش ايمان آوردم و شمشير خويش را برداشتم و در معركه حاضر شدم و خداوند شهادت را بهرهء من فرمود . عمرو در دستهاى مسلمانان درگذشت . و پيامبر ( ص ) فرمود : « او بدون ترديد از اهل بهشت است . » واقدى مى گويد : ابو هريره در حالى كه مردم گرد او جمع بودند مى گفته است به من خبر دهيد از مردى كه حتى يك سجده هم براى خدا نكرده است و وارد بهشت شده است و مردم سكوت كردند . ابو هريره مى گفت : او عمرو بن ثابت بن وقش از قبيله عبد الاشهل است .
واقدى مى گويد : مخيرق يهودى از دانشمندان يهود بود . روز شنبهاى كه پيامبر ( ص ) در احد بود . به يهوديان گفت : به خدا سوگند شما مى دانيد كه محمد پيامبر است و يارى دادن او بر شما واجب است . يهوديان گفتند : اى واى تو ، امروز شنبه است .
گفت : ديگر شنبه معنايى ندارد ، سلاح خود را برگرفت و خود را به پيامبر ( ص ) رساند و جنگ كرد و كشته شد . پيامبر ( ص ) فرمود : مخيرق بهترين يهوديان است . هنگامى كه مخيرق به احد مى رفت وصيت كرد و گفت : اگر من كشته شدم اموال من همه از محمد ( ص ) است كه به هرگونه مى خواهد در راه خدا هزينه كند و آن اموال منشأ اصلى صدقات پيامبر ( ص ) شد .
واقدى مى گويد : حاطب بن اميه مردى منافق بود . پسرش يزيد بن حاطب از مسلمانان راستين بود كه در جنگ احد همراه پيامبر ( ص ) شركت كرد و سخت زخمى شد . قوم او ، او را در حالى كه هنوز رمقى داشت به خانهاش منتقل كردند . پدرش كه ديد اهل خانه بر او مى گريند گفت : به خدا سوگند كه شما اين كار را بر سر او آورديد . گفتند : چگونه گفت : او را فريفتيد و به خودش مغرور كرديد تا بيرون رفت و كشته شد . اينك هم فريبى ديگر پيش گرفته و او را به بهشت وعده مى دهيد ، آرى به بهشتى مى رود كه بر آن گياهان گور خواهد رست . گفتند : خدايت بكشد . گفت : كشته شده اوست ، و هرگز به
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 222
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٢٢٢