تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
بود - سوار بر اسب به ميدان آمد و در حالى كه سراپا پوشيده از آهن بود و چيزى جز دو چشمش ديده نمى شد مبارز طلبيد و بانگ برداشت كه من عبد الرحمان پسر عتيق هستم چه كسى به نبرد مى آيد ابو بكر برخاست و شمشير خود را بيرون كشيد و گفت : من با او نبرد مى كنم . پيامبر ( ص ) فرمود : شمشيرت را در نيام كن و به جاى خود برگرد و ما را از خود بهره‌مند ساز . پيامبر ( ص ) فرمود : من براى شماس بن عثمان مثلى بهتر از سپر نمى شناسم ، مقصود آن حضرت آن بود كه در آن روز او بسيار پسنديده از آن حضرت دفاع كرده بود . پيامبر به هر سو كه مى نگريست شماس را روبروى خود مى ديد كه با شمشير خود دفاع مىكند و چون پيامبر ( ص ) از هر سو محاصره شد ، شماس خود را همچون سپرى قرار داد تا به شهادت رسيد و اين است معناى سخن پيامبر ( ص ) كه فرموده است : « براى شماس مثلى بهتر از سپر نمى يابم . » واقدى مى گويد : پس از آنكه مسلمانان در اثر حملهء خالد بن وليد از پشت سر به آنان گريختند ، نخستين كس از مسلمانان كه پس از گريز بازگشت قيس بن محرث بود كه همراه گروهى از انصار كه تا محله بنى حارثه عقب نشسته بودند برگشت . آنان كه شتابان برگشته بودند با مشركان روبه‌رو شدند و خود را ميان آنان انداختند و به جنگ پرداختند و هيچ يك نگريختند تا همگان شهيد شدند ، قيس بن محرث همچنان به مشركان با شمشير خود ضربت مى زد و تنى چند از آنان را كشت . سرانجام او را از هر طرف با نيزه مورد هجوم قرار دادند و كشتند ، چهارده زخم عميق نيزه و ده زخم شمشير روى بدنش ديده مى شد . واقدى مى گويد : عباس بن عبادة بن نضله كه معروف به ابن قوقل بود و خارجة بن زيد بن ابى زهير و اوس بن ارقم بن زيد هم با يكديگر بودند . عباس بن عباده فرياد مى كشيد و مى گفت : اى گروه مسلمانان شما را به خدا كه خدا و پيامبرتان را فراياد آوريد ، اين گرفتارى را فقط به سبب نافرمانى از پيامبرتان دچار شده‌ايد ، به شما وعدهء پيروزى داد ولى پايدارى و شكيبايى نكرديد . عباس سپس مغفر خويش را از سر برداشت و زره خود را از تن در آورد و به خارجة بن زيد گفت : آيا مغفر و زره مرا نمى خواهى خارجه گفت : نه ، من هم مى خواهم همان كارى را بكنم كه تو مى خواهى انجام دهى ، آن دو خود را ميان دشمن انداختند ، عباس مى گفت : اگر رسول خدا ( ص ) كشته شود و كسى از ما زنده بماند ، عذر ما در پيشگاه خداوند چيست خارجه مى گفت : هيچ عذر و بهانه‌اى در