تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
واقدى مى گويد : حارث بن عبيد الله بن كعب بن مالك مى گويد كسى كه خود شاهد بوده است براى من نقل كرد كه ابو سبرة بن حارث بن علقمه با يكى از مشركان به جنگ پرداخت و روياروى شد . ضربه‌هايى رد و بدل كردند كه هر يك خود را از ضربه ديگرى حفظ مى كرد ، گويى دو جانور درنده بودند كه گاه حمله مى كردند و گاه از حمله باز مى ايستادند . سپس دست به گريبان شدند و هر دو بر زمين افتادند ولى ابو سبرة توانست روى رقيب بنشيند و با شمشير سر او را بريد . همان گونه كه گوسپند را سر مى برند ، و از روى جسد او برخاست در همين حال خالد بن وليد ، در حالى كه سوار بر اسب سياهى با پيشانى و ساقهاى سپيد بود و نيزه بلندى در دست داشت رسيد و چنان از پشت سر به ابو سبرة نيزه زد كه پيكان آن از سينه ابو سبرة بيرون آمد و او مرده بر زمين افتاد و خالد بن وليد برگشت و گفت : من ابو سليمانم . واقدى مى گويد : در آن روز طلحة بن عبيد الله براى دفاع از پيامبر ( ص ) جنگى سخت كرد . طلحه مى گفته است ، ديدم كه چون ياران پيامبر ( ص ) گريختند و دشمنان بسيار شدند ، پيامبر ( ص ) را از هر سو احاطه كردند و من نمى دانستم در كدام سمت ايستادگى كنم ، آيا جلو باشم يا به سمت چپ و راست يا مواظب پشت سر پيامبر ، ناچار با شمشيرگاه از اين سو و گاه از آن سو ، دفاع مى كردم تا مشركان از گرد رسول خدا ( ص ) پراكنده شدند . پيامبر ( ص ) در آن روز به روايتى فرمود : همانا بهشت بر طلحه واجب شد . به روايتى ديگر فرمود : همانا طلحه آنچه را بر عهده داشت ، انجام داد . واقدى مى گويد : روايت شده است كه سعد بن ابى وقاص از طلحه نام برد و گفت : خدايش رحمت كناد ، كه در جنگ احد از همهء ما بيشتر از رسول خدا ( ص ) دفاع كرد . گفتند : اى ابو اسحاق چگونه بود گفت : او همواره به رسول خدا ( ص ) پيوسته بود و حال آنكه ما گاهى از كنار رسول خدا ( ص ) پراكنده مى شديم و گاه به حضورش برمى گشتيم و خودم طلحه را ديدم كه بر گرد پيامبر ( ص ) مى گرديد و خود را براى آن حضرت همچون سپرى قرار داده بود . واقدى همچنين مى گويد : كه از طلحه پرسيدند اى ابو محمد بر سر اين انگشت تو چه آمده است گفت : مالك بن زهير جشمى ، كه تيرش خطا نمى كرد ، تيرى به قصد پيامبر ( ص ) انداخت ، دست خود را سپر چهرهء رسول خدا ( ص ) قرار دادم ، تير او به انگشت كوچكم خورد و آن را شل كرد . واقدى مى گويد : طلحه همين كه تير خورد گفت : آخر پيامبر ( ص ) فرمود : « اگر