تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
او دشمن تر نبود ، و من از چيزى كه نسبت به او انجام داده‌ام پوزش خواهى نمى كنم . ابو سلمه سكوت كرد . واقدى مى گويد : پس از آن از ابو سلمه شنيده مى شد كه از اين سخن خود كه به طرفدارى ابو جهل گفته بود استغفار مى كرد . پيامبر ( ص ) از كشته شدن ابو جهل خوشحال شد و عرضه داشت : بار خدايا آنچه را به من وعده فرموده بودى ، بر آوردى ، پروردگارا نعمت خود را بر من تمام فرماى گويد : خاندان ابن مسعود مى گفته‌اند شمشير ابو جهل كه نقره نشان است پيش ماست و آن را عبد الله بن مسعود در جنگ بدر به غنيمت گرفته است . واقدى مى گويد : اصحاب ما بر اين عقيده متفقند كه معاذ بن عمرو و دو پسر عفراء نخست ابو جهل را از پاى در آورده‌اند و ابن مسعود هنگامى كه او هنوز رمقى داشته است گردنش را زده است و بدين ترتيب همگى در كشتن ابو جهل شركت داشته‌اند . واقدى مى گويد : و روايت شده است كه پيامبر ( ص ) كنار كشتهء دو پسر عفراء درنگ كرد و فرمود خداوند دو پسر عفراء را رحمت فرمايد كه هر دو در كشتن فرعون اين امت و سالار پيشوايان كفر شركت كردند . پرسيدند : اى رسول خدا چه كسى همراه آن دو ابو جهل را كشته است فرمود : فرشتگان و ابن مسعود كه سرش را بريد و او هم در كشتن او شريك است . واقدى مى گويد : معمر از زهرى نقل مىكند كه پيامبر ( ص ) روز جنگ بدر فرمود : بار خدايا شر نوفل بن عدويه را كه همان نوفل بن خويلد و از خاندان اسد بن عبد العزى است از من كفايت فرماى . نوفل در آن روز از اينكه كشته شدگان قوم خود را كه در نخستين برخورد كشته شده بودند ، ديده بود ، ترسان بود . او پيش آمد و با صداى بسيار بلند كه ظاهرا آميخته با نشاط بود گفت : اى گروه قريش امروز روز سرافرازى و سر بلندى است ، ولى همين كه ديد قريش گريزان شد خطاب به انصار فرياد مى كشيد كه شما را چه نيازى به ريختن خونهاى ماست مگر اينها را كه كشته‌ايد نمى بينيد مگر شما نيازمند به شير نيستيد . جبّار بن صخر او را به اسيرى گرفت و پيشاپيش خود او را مى آورد ، نوفل كه چشمش به على ( ع ) افتاد كه جانب او مى آيد ، به جبار گفت : اى برادر انصارى ترا به لات و عزى سوگند اين مرد كيست كه مى بينم آهنگ من دارد جبار گفت : اين على بن