تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قانون در طب ( فارسى ) — صفحة 554

مساهمون:

ص٥٥٤
موضوع ( كه حافظه و پذيرا دو نيروست ) به عهده فيلسوف مىباشد به هر حال ( چه يك نيرو باشند و چه دو نيرو ) جايگاه و منشأ فعل اين دو نيرو ، بطن جلوى مغز مىباشد . نيروى دوم نيرويى است كه طبيبان آن را مفكّره مىنامند و محققان گاه متخيّله ، و گاه مفكّره مىنامند ، پس اگر نيروى واهمه حيوانى - بعداً درباره آن سخن خواهيم گفت - آن را به كار گيرد ، يا خود به خود براى كنش خود به پا خيزد ، آن را نيروى مخيّله مىنامند ، و اگر نيروى ناطقه ( عقلانى ) بدان رو آورد و آن را به سود مصارف خويش به كار گيرد ، نيروى مفكره ناميده مىشود . تفاوت بين اين نيرو و نيروى نخست هرچه باشد « 1 » در اين است كه نيروى نخست ، پذيرا يا نگه دارنده آنچه از صور محسوسات بدان رسيده ، مىباشد ، ليكن نيروى مفكّره بر آنچه در خيال انباشته شده دست اندازى مىنمايد و تصرفاتى از قبيل تركيب و تفصيل بر آنها انجام مىدهد ، پس صورى كه از ناحيه حس مشترك رسيده و صورى بر خلاف آن را در خود حاضر مىگرداند ، مانند انسانى كه پرواز مىكند و كوهى از زمرد تصور مىكند ، ولى نيروى خيال تنها چيزهايى را نمايان مىكند كه از حس مشترك دريافت نموده است ، جايگاه نيروى مفكره ، بطن ميانى از مغز مىباشد . اين نيرو ابزارى براى نيرويى است كه در واقع نيروى ادراكى باطنى حيوان را تشكيل مىدهد ، و آن نيروى واهمه مىباشد . واهمه نيرويى است كه در حيوان حكم مىكند كه مثلًا گرگ دشمن است و بچه دوست است ، كسى كه علف به او مىدهد ، دوست اوست و نبايد از او گريزان بود ، اين گونه حكم به طريق غير عقلانى مىباشد . دوستى و دشمنى از امور غير محسوسى است كه توسط حواس ظاهرى حيوان ادراك نمىشود . در اين صورت نيروى ديگرى آن را ادراك و در خصوص آن حكم مىنمايد ، گرچه ادراك عقلانى نيست جز اين كه بناچار ادراكى ( جزيى ) غير عقلانى مىباشد . انسان نيز در بسيارى از حكم‌هاى خود اين نيرو را به كار مىگيرد و در اين حالت جا پاى حيوان بىعقل مىگذارد .
هامش
( 1 ) نيروى نخست ، يك نيرو باشد يا دو نيرو يعنى حس مشترك و خيال .
قانون در طب ( فارسى ) — صفحة 554 | أبو علي سينا / عليرضا مسعودى