تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قانون در طب ( فارسى ) — صفحة 539

مساهمون:

ص٥٣٩
تغييردهنده ( قوه مغيره ) نسبت به مجموع بدن انسان به اعتبار جنس « 1 » و سرمنشأ نخستين « 2 » يك چيز ، ولى به اعتبار نوع نسبت به اعضاى متشابه بدن ، متفاوت مىباشد ، زيرا در هر عضوى از اعضاى متشابه « 3 » به اعتبار مزاج آن عضو ، نيروى تغييردهنده ويژه‌اى است كه غذا را به گونه‌اى كاملًا متفاوت با نيروى شبيه ساز در عضو ديگر ، شبيه بافت آن عضو مىگرداند ، ليكن فعل نيروى تغييردهنده در كبد براى تمام بدن مىباشد . « 4 » قوه مولد ( ايجادكننده ) دو گونه مىباشد : 1 . نيروى ايجادكننده منى ( نطفه ) در نرينه و مادينه « 5 » ؛ 2 . نيروى جداكننده قوه‌هاى موجود در منى كه آن را متناسب با مزاج تك تك اعضاى بدن بياميزد ، پس براى عصب ، مزاج ويژه خود و براى استخوان ، مزاج ويژه خود و براى شريان‌ها ، مزاج ويژه خود ، اختصاص مىدهد و همه اينها از منى با اجزاى متشابه يا متشابه درآميختن « 6 » ناشى مىگردد ؛ طبيبان اين نيرو را قوه مغيّره اولى « 7 » ناميده‌اند .
هامش
( 1 ) شامل قوه مغيره در هر عضوى مىباشد . ( 2 ) مقصود از سرمنشأ نخستين « نفس » مىباشد زيرا همه نيروهاى موجود در اعضاى بدن از نفس صادر مىگردد . ( 3 ) هر عضوى از اعضاى مركب ( مانند چشم ) متشكل از اعضاى مفرد ( مانند گوشت و . . . ) مىباشد لذا به پيرو آن نيروى مغيره در آنها نيز متفاوت مىباشد . ( 4 ) گفته شد مغيره هر عضوى غذا را متناسب و مشابه با مزاج آن عضو تغيير مىدهد ليكن نيروى مغيره كبد ، غذا را نه تنها براى كبد بلكه براى تمام بدن تدارك مىبيند اگر اشكال شود كه فعل اندام گوارشى ديگرى چون دهان و معده و . . . در تغيير غذا ( مانند كبد ) براى تمام بدن مىباشد در پاسخ مىگوييم : نيروى مغيره آن اعضا اختصاص به خود آنها دارد و اين فعل نيروى هاضمه آنهاست كه در خدمت همه بدن مىباشد . ( 5 ) اين نيرو از نيروهاى طبيعى خدمت پذير براى بقاى نوع در خون و رطوبات ثانوى بدن تصرف نموده و آن را آماده براى افاضه قوه‌اى از جانب پروردگار مىگرداند كه آن قوه منشأ تكوّن حيوان مماثل مىگردد ، اين قوه را محصّله نيز مىنامند و از بيضه‌ها مفارق نمىگردد . ( 6 ) اين ترديد از جانب ابن سينا در تشابه اجزاى منى با هم يا فقدان تشابه حقيقى بين آنها بنابر اختلاف بين حكيمان گذشته مىباشد ارسطو مىگويد : اجزاى منى با يكديگر در مزاج تشابه دارند زيرا سرمنشأ آن تنها بيضه‌ها مىباشد و هر جزيى از منى در اسم و تعريف مشترك مىباشد . و در مقابل بقراط مىگويد : اجزاى منى با يكديگر تشابه ندارند زيرا از همه بدن ناشى مىگردند و آنچه از استخوان خارج مىشود شبيه مزاج استخوان است و همين‌طور از ديگر اعضاى بدن بنا بر اين هر جزيى از منى با جز ديگر متغاير مىباشد و صرفاً در امتزاج با هم تشابه يافته‌اند هر چند حس از تمييز بين آن ناتوان مىباشد . ( 7 ) نيروى جداكننده ( مفصله ) گويند و طبيبان براى تمايز با نيروى تغييردهنده غذا ( مغيره ثانوى ) آن را مغيره اولين ناميده‌اند .